حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
45
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
( 2 ) جنگ قدرت در بندر عباسى و سقوط كامل آن ( 1160 تا 1182 ق . / 1147 تا 1768 م . ) با مرگ نادر شاه در سال 1160 ق . / 1747 م . ، بندر عباسى و نواحى ساحلى آن تحت نفوذ و تسلط قواى مختلفى قرار گرفت . خوانين و رؤساى طوايف محلى با استفاده از كشمكش قدرت جانشينان نادر ، بار ديگر مجال خودنمايى يافتند و براى تسلط بر بندر عباسى و نواحى مجاور آن رقابتى سخت را با يكديگر در پيش گرفتند . از سال 1160 ق . / 1747 م . به بعد اين شهر به صحنه رقابت و جنگ خوانين قدرتمند محلى تبديل شد . « ملا على شاه » - يكى از رهبران بلوچ و از افسران نادر شاه - « 1 » « نصير خان لارى » - ، از سركردگان محلى لار - مهمترين شهر پسكرانهاى بندر عباسى « 2 » ، رئيس طايفه قاسمى ساكن نواحى مجاور بندر عباسى و قشم ، و رئيس طايفه بنى معين ، از طوايف ساكن قشم ، از جمله اين خوانين هستند . « 3 » با انتشار خبر مرگ نادر شاه ، نيروهاى قبيلهاى يك بار ديگر در بندر عباسى دست به تحرك زدند و براى به دست آوردن موقعيت پيشين خود در صحنه سياسى منطقه فعال شدند . درگيرى و كشمكش اين گروهها به مدت بيست و چند سال ادامه يافت و شرايط دشوارى را براى بندر عباسى ايجاد كرد . براى آگاهى بيشتر از جزئيات اين درگيرىها ، در اين بخش ، به سير حوادث بين سالهاى 1160 تا 1182 ق . / 1747 تا 1768 م . پرداخته مىشود . هدف اصلى از ارائه اين رويدادها ، به دست دادن حداقل اطلاع از حوادث تاريخى بندر عباسى پس از مرگ نادر شاه است . با انتشار خبر مرگ نادر شاه ، « رئيس شاهوردى بلوچ » - از خوانين محال ميناب - فردى را به نام « حسين على بيگ » به مقام حاكم بندر عباسى منصوب و بدانجا اعزام كرد . « 4 » از طرف ديگر ، در همان زمان ، « مير على سلطان » فرمانده دريايى ايران در بندر « جلفار » - فرمانى از « على قلى خان » دريافت كرد كه به موجب آن به حكومت بندر عباسى منصوب مىشد . در پى اين فرمان ، مير على سلطان ، در همان ماه وارد شهر شد . « 5 » ورود او به بندر عباسى در حالى صورت پذيرفت كه « عادل شاه » از مدعيان جانشينى نادر ، فردى را به نام « ميرزا ابو طالب » به حكومت بندر عباسى منصوب كرد . نامبرده نيز در ماه ربيع الاخر سال 1620 ق . برابر با مارس 1748 م . وارد شهر شد . « 6 » او طى اقامت چند ماهه در بندر عباسى در صدد درگيرى با « ملا على شاه » ، فرمانده پيشين ناوگان دريايى نادر شاه برآمد و براى جلب كمك نظامى هلندىها و بلوچان ، اقدامات نافرجامى را به انجام رسانيد . گروههاى نظامى متشكل از طوايف بنى معين ، قواسم ، نيروهاى طرفدار حاكم طارم و ملا على شاه ، در بندر عباسى مترصد اعلام جنگ بودند كه خبر شورش مردم لارستان عليه ميرزا ابو طالب ، و والى فارس ، موجب حركت برخى از اين نيروها به بخشهاى شمالى
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از عملكرد اين قدرتمند محلى بنگريد به : - Loriemer , op . cit . Vol l . pp . 98 - 103 ; - Alqasemi , Sultan bin Muhammad , The Myth of Arab Piracy in The Gulf , Bristol , 1988 , pp . 24 - 26 ; - The Persian Gulf Precis , op . cit , Vol l , pp . 68 - 74 . - Power Struggles . . . , op . cit . pp . 40 - 46 . در گزارشهاى دفتر كمپانى هند شرقى هلند اطلاعاتى بسيار جزئى درباره ملا على شاه وجود دارد . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : - اختلاف تجارى ايران و هلند ، پيشين ، صص 200 - 190 ؛ همچنين : حكومت نادر شاه ، پيشين ، صص 222 - 179 ؛ همچنين : شورش شيخ احمد مدنى ، پيشين ، صص 172 ، 183 ، 192 . ( در نخستين گزارش هلندى مربوط به سال 1153 ق . / 1174 م . از او با عنوان وكيل ناوگان شاهى ياد شده است . ( حكومت نادر شاه ، پيشين ، ص 179 . ) ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر از عملكرد خاندان نصير خان لارى در لارستان بنگريد به : - فارسنامه ناصرى ، پيشين ، صص 598 و 597 ، 609 ؛ همچنين : روزنامه ميرزا ابراهيم خان كلانتر ، پيشين ، صص 110 - 54 - 40 ؛ همچنين : ابو الحسن غفارى كاشانى ، گلشن مراد ، به اهتمام غلامرضا طباطبايى مجد ، تهران ، انتشارات زرين ، 1369 صص 273 - 271 ؛ همچنين : تاريخ لارستان ، پيشين ، صص 162 - 158 ؛ همچنين : بنى عباسيان بستكى ، محمد اعظم ، تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستكى ، به كوشش عباس انجم روز ، بىتا ، 1339 ، ص 120 : بنى عباسيان بستكى اطلاعات مفيدى را درباره چگونگى به قدرت رسيدن نصير خان لارى ثبت كرده است . او در بخشى از كتاب خود مىنويسد : « رئيس نصيرا پسر رئيس عبد اللّه كالى از مريدان و گماشتگان خاص شيخ عبد القادر بودند و از طرف شيخ محمد سعيد حاكم لار مأمور انتظام ولايت و نيابت ايشان را داشت ، پس از فوت شيخ محمد سعيد ، شهر لار را به تصرف خود درآورده و حكم نيابت و نظامت لار و توابع از شيخ محمد خان گرفته و به جاى شيخ محمد سعيد نشست و نصير خان از طرف شيخ محمد خان امورات آنجا را انجام مىداد ، ولى پس از مدتى استقرار كه اقتدار و ثروت زيادى به هم رسانيد و جمعيتى دور خود جمع كرد از نقل مكان شيخ محمد خان به قلعه ديدهبان و هرج و مرج كشور استفاده كرده نه تنها باب مكاتبات و روابط خود را با شيخ محمد خان مسدود كرد بلكه علم استقلال برافراشته و به مخالفت با شيخ محمد خان برخاسته و دعوى حاكميت جهانگيره نموده از اين جهت به شيراز رفته حكم حكومتى لارستان را از والى فارس گرفته و با حضور علماء مذهب اصلى خود كه تسنن و شافعى بودند ترك مذهب شيعه نموده و با تقويت علماء و امراء شيراز كار او بالا گرفته و به نصير خان معروف گرديد ، و حاكم بالاستقلال لارستان شد . » ( 3 ) . يكى از طوايف قدرتمند عرب كه در فاصله سالهاى پايانى قدرت صفويه تا دوره قاجارى قدرت خود را در بندر عباسى و جزيرهء قشم تثبيت و در تحولات سياسى خليج فارس نقش مؤثرى ايفا كردند ، بنو معين يا بنى معين هستند . اين طايفه در اوايل قرن يازدهم هجرى از نجد به سواحل شمالى خليج فارس مهاجرت كرد . ( سديد السلطنه ، بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 61 ) آنان ابتدا در بندر عسلويه و سپس بندر كنگ و بعدها در جزيره قشم مستقر شدند . استقرار كامل آنان در جزيره قشم در اواخر عصر صفوى انجام شد . رؤساى طايفه بنى معين با استفاده از خلأ قدرت در خليج فارس ، به طور مؤثرى در مبادلات اقتصادى شركت كردند و با اتحاد سياسى با امام مسقط و تدارك كشتيهاى بزرگ و كوچك حمل و نقل توانستند ناوگان كوچكى را تأسيس و در حملونقل دريايى نقش عمدهاى ايفا كنند . محدودهء قدرت آنان ابتدا در بندر كنگ و سواحل مجاور آن بود كه در اواخر عصر صفوى با مهاجرت طوايف قاسمى به سواحل ايران و استقرار آنان در بندر لنگه درگيرى و رقابت شديدى بين اين دو طايفه بروز كرد كه در نهايت به مهاجرت بنى معين به جزيره قشم منجر شد . ( بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 61 ) براساس گزارش - هاى نمايندگان كمپانى هند شرقى ، عبد الشيخ ، رئيس طايفه بنى معين ، در سال 1169 ق . / 753 م . ناوگان كوچك حملونقل در اختيار داشت و در آن ايام حاكم بلا منازع قشم بود . ( اختلاف تجارى ايران و هلند ، پيشين ، ص 193 ) اسناد هلندى نشان ميدهد كه نيروى دريايى او از كشتيهاى خريدارى شده نادر شاه شكل گرفته بود . او پس از مرگ نادر شاه در جزيره قشم سكونت داشت . ( 4 ) . Power Struggles . . . , op . cit . p . 41 . ( 5 ) . Ibid . ( 6 ) . اختلاف تجارى ايران و هلند ، پيشين ، ص 183 .