حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
16
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
حوادث هم نشان مىدهد كه نيروى دريايى انگلستان درست زمانى وارد صحنهء جنگ شد كه از پيروزى ايرانيان اطمينان كامل پيدا كرد . « 1 » امام قلى خان كمى ديرتر از حد معمول به توانمندى نيروهايش آگاهى يافت . و تلاش او براى بر هم زدن مفاد قرارداد ميناب و كسب امتياز بيشتر براى ايران ، نشان از اين آگاهى دارد . « 2 » « پيترو دلاواله » ، اجرا نشدن مواد عهدنامه « كوهستك ميناب » را بين امام قلى خان و « مونوكس » ، به زيركى والى فارس نسبت مىدهد و مىنويسد : « وقتى هرموز فتح شد ، ايرانيان از واگذارى قلعه به انگليسىها خوددارى كرده و مدعى شدند در قراردادشان چنين شرايطى نداشتهاند . » « 3 » به نظر مىرسد كه والى فارس در عمل نقش چندان مهمى براى نيروهاى انگليسى قائل نبوده است ؛ از اينرو اين حق را براى خود محفوظ داشته بود كه سهم چندانى به انگليسىها تعلق نگيرد . با اين همه ، طراحى هوشمندانه شاه عباس اول براى تجديد حاكميت ايران در خليج فارس با فتح جزيره هرموز و اخراج پرتغالىها سرانجام يافت و اين حادثه نه تنها تحولى بزرگ در تاريخ ايران محسوب مىشد ، بلكه نتايج آن موجب دگرگونىهاى اساسى در ساختار تجارت منطقه و جهان شد . « نيلز استينز گارد » در اثر تحقيقى خود به نام « انقلاب تجارى آسيا در قرن هفدهم ميلادى » ، پس از بررسى تفصيلى اثرات سقوط هرموز بر اقتصاد دريايى منطقه ، نتيجه مىگيرد كه : « سقوط هرموز در وهله نخست و بيش از هر چيز ديگرى ، نشانهء زوال نظام توزيعى ويژهاى بود كه اساس آن بر حمايت و بهرهورى تام و تمام از جريان نقل و انتقال كالا در سطح جهان استوار بود . به اين ترتيب ، سقوط دژهاى پرتغالى ، با تسلط كامل كمپانىها بر بخشهاى وسيعى از تجارت آسيا و اروپا همزمان شد و توسعه تجارت خليج فارس را كاهش داد اما آن را متوقف نساخت و اهميت ايران در تجارت بين الملل پس از سقوط هرموز همچنان پا بر جا ماند و اگر چه در سالهاى نخست ، كمپانىهاى اروپايى فقط به دنبال تجارت ابريشم بودند ، اما اندك زمانى بعد ، اين كمپانىها متوجه موقعيت ترانزيتى ايران شدند و تمام تلاش خود را براى ايجاد ارتباط با ايران و بهرهبردارى از ظرفيتهاى كامل آن به انجام رساندند . » « 4 » ( 2 ) تأسيس شهرى جديد به نام عباسيه يا بندر عباسى با فتح جزيره هرموز ، اخراج پرتغالىها و برداشته شدن تمامى موانع تجديد حاكميت ايران در خليج فارس ، بندر كوچك و نه چندان آباد « گمرون » تولدى تازه يافت و اين روستاى كوچك ، طى دورهاى كوتاه ، از يك آبادى دويست نفرى به كانون تجارت خليج فارس تبديل شد . در واقع ، در سال 1031 ق . / 1622 م . شهرى جديد متولد و به پاس خدمات شاه عباس اول ، « عباسيه » « 5 » يا « بندر عباسى » ناميده شد . عنوان « بندر عباسى » نخستين بار در نامهاى كه امام قلى خان به تاريخ 1033 ق . / 1624 م . به يكى از كارگزاران انگليسى نوشته ، آمده است . « 6 » پس از آن نيز در مكاتبات شاه عباس اول به امام قلى خان به سال 1036 ق . / 1627 م . از اين نام استفاده شده است . « 7 » « بندر عباسى » و يا « گمرون قديم » منطبق بر سه آبادى قديمى « سورو » ، « نخل ناخدا » و « بندر » [ با كسر دال ] است كه تعيين مكان دقيق آن در ميان اين سه آبادى چندان ساده نيست . در متون جغرافيايى قرون نخستين اسلامى ، از بندرى به نام « سورو » يا « شهرو » در مسير تجارى هرموز به كرمان و شيراز ياد شده است . « 8 » بندر « نخل ناخدا » كه هم اكنون در غرب بندر عباس واقع شده است ، از ديگر نواحى قديمى مجاور بندر عباسى است . « 9 » اما « بندر » يا به تلفظ پرتغالى آن « بندل » ( Bandel ) احتمالا محلى است كه بعدها به « گمرون » و « گمبرون » شهرت يافته
--> در خليج فارس ، پيشين ، صص 466 - 446 ؛ همچنين : جنگنامه كشم و جروننامه ، پيشين ، مقدمه . همچنين براى آگاهى از جزئيات همكارى انگليسىها با ايران بنگريد به گزارشهاى چاپ شده فرمانده پرتغالى « روى فررد اندرادا » با مشخصات زير : - C . R . Commentaries , pp . 67 - 267 . ( 1 ) . روند حوادث در منظومه جروننامه نشان مىدهد كه نيروهاى انگليسى در لحظه فتح كامل جزيره قشم وارد صحنه شدهاند و همچنين فتح هرموز نيز بيشتر يك نبرد زمينى محسوب مىشود تا يك درگيرى دريايى ؛ از اينرو سربازان پياده نظام صفوى نقشى اساسى را در فتح جزيره هرموز ايفا نمودهاند . ( 2 ) . امام قلى خان در قرارداد ميناب كه بين او و ادوارد مونوكس منعقد شد ، امتيازهاى بسيارى به انگليسىها داده است . اما پس از فتح هرموز و آگاهى از سهم ناچيز انگليسىها در اين عمليات مصمم شد مفاد قرارداد را به طور كامل اجرا نكند . همين امر ، زمينههاى نارضايتى « مونوكس » را فراهم آورد . براى آگاهى از متن قرارداد بنگريد به : مسئله هرموز در روابط ايران و پرتغال ، پيشين ، صص 195 - 192 . ( 3 ) . سفرنامه پيترو دلاواله ، پيشين ، ص 1257 . ( 4 ) . The Asian Trade Revolution , op . cit . p . 398 . ( 5 ) . در منظومه جروننامه چهار بار از اين بندر با عنوان « عباسيه » ياد شده است : كه اندر بنادر به حصن حصار / * چو عباسيه نيست در هر ديار ( ص 63 ) به عباسيه در صباح و پسين / * در آن قلب در بند و آن سرزمين ( ص 87 ) ز عباسيه سوى شهر جرون / * كه ديگر نمانده زمان سكون ( ص 134 ) همچنين در منظومه جروننامه عبارت « آماده شدن كفار در بندر عباسيه » نيز ذكر شده است . ( ص 86 ) ( 6 ) . The Asian Trade Revolution , op . cit . p . 398 . ( 7 ) . براى آگاهى بيشتر از اين مكاتبات بنگريد به : افشار ، ايرج ، دفتر تاريخ ، تهران ، انتشارات بنياد موقوفات افشار ، 1380 ، ص 12 . ( 8 ) . استخرى ، ابو اسحاق ، مسالك و ممالك ، به كوشش ايرج افشار ، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، 1368 ، ص 145 . همچنين : مقدسى ، ابو عبد اللّه محمد ، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، به كوشش علينقى منزوى ، تهران ، شركت مولفان و مترجمان ايران ، 1362 ، ص 638 . در نقشههاى مندرج در كتب جغرافيايى قرون نخستين اسلامى ، شهرو يا سورو جزء نواحى كرمان و اولين ايستگاه به طرف شيراز محسوب مىشود . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : مسالك و ممالك اصطخرى ، نسخه خطى كاخ موزه گلستان ، به شماره 248 ؛ همچنين مسالك و ممالك اصطخرى ، نسخه مجتبى مينوى ، مركز اسناد و كتابخانه دانشگاه تهران ، به شماره 3156 . ( 9 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 1380 ؛ همچنين سديد السلطنه كبابى ، بندر عباس و خليج فارس ، تصحيح دكتر احمد اقتدارى ، تهران ، دنياى كتاب ، 1347 ، صص 559 ، 679 ، 576 .