حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

17

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

است . « آفاناسى نيكيتين » ، سياح روسى ، كه بين سال‌هاى 870 تا 877 ق . / 1466 تا 1472 م . از اين منطقه عبور كرده است ، از آن با عنوان « بندر » ياد كرده است . « 1 » « آلبو كرك » در سال 913 ق . / 1513 م . در اين بندر قلعه‌اى حفاظتى با هدف حمل و نقل آب آشاميدنى و كالا ساخته است . « 2 » دو سال بعد « گيل سيموئز » ( Gil Simoes ) ، منشى سفير پرتغال در دربار شاه اسماعيل ، روستاى « بندل » ( Bandel ) را يك آبادى صد نفرى با داشتن يك مسجد توصيف كرده است . « 3 » در سال 930 ق . / 1523 م . « آنتونيو تن ريرو » ( Tenreiro ) درباره اين بندر مىنويسد : « خانه‌هاى آن با نى و بوريا ساخته شده است و ساكنان آن افرادى تهيدست هستند و سرزمين‌شان سرشار از خرماى مرغوب است . » « 4 » « مايكل ممره » در سال 947 ق . / 1540 م . جمعيت اين بندر را هفتاد تا هشتاد خانوار ذكر كرده است . « 5 » پرتغالىها با استقرار كامل در جزيره هرموز ، از اين روستاى كوچك به عنوان نخستين لنگرگاه دريايى در خاك اصلى ايران استفاده و قلعه‌اى نظامى در آن بر پا كردند . « 6 » اين بندر طى صد سال بعد توسعه چندانى نيافت و همچنان به عنوان يك پايگاه نظامى مورد استفاده قرار مىگرفت . يك مسافر پرتغالى كه در سال 1015 ق . / 1606 م . از آن بازديد كرده است ، مىنويسد : « روستايى كوچك به نام گمبرون در كنار ساحل واقع شده است . جمعيت آن حدود دويست نفر متشكل از مسيحيان ، مسلمانان و هندوان است كه در خانه‌هاى بنا شده از خشت خام در حاشيه قلعه پرتغالىها زندگى مىكنند . » « 7 » اين بندر در نيمه دوم قرن دهم هجرى تحت اداره و كنترل ابراهيم خان لارى ، آخرين امير نيمه مستقل منطقه لارستان ، قرار گرفت . « جان نيوبرى » كه در سال 986 ق . / 1578 م . از اين بندر ديدار كرده ، براى نخستين بار از آن با عنوان « بندر گمرو » ( Gomrow ) ياد كرده است . « 8 » « پدرو تيكشيرا » ، مسافر بعدى است كه در سال 1006 ق . / 1597 م . از بندر گمرون ( Gomron ) ديدار كرده و آن را آبادى كوچكى يافته است . « 9 » اين بندر نهايتا در سال 1010 ق . / 1601 م . به تصرف نيروهاى ايرانى درآمد . « ارتا ربلو » ، مسافر پرتغالى ، پنج سال بعد ، در حال عبور به سمت لار ، درباره گمرون مىنويسد : « بوميان در حاشيه قلعه زندگى مىكنند و همه ميوه‌ها و خوراكىها در آن يافت مىشود . » « 10 » « سيلوا فيگوئروا » ، سفير اسپانيا در دربار شاه عباس ، آخرين مسافرى است كه قبل از « فتح هرموز » مسير بندر گمرون به لار و اصفهان را طى كرده است . او در سال 1026 ق . / 1617 م . درباره اين بندر مىنويسد : « تقريبا در سيصد پايى دژ كهنه و مقر چادرها نزديك به دويست خانه وجود دارد كه بوميان در آن زندگى مىكنند . » « 11 » تغييرات عمده جمعيتى و اقتصادى « بندر عباسى » بلافاصله پس از سقوط هرموز و انتقال كليه امكانات تجارى و جمعيتى آن به بندر جديد آغاز شد . پيترو دلاواله ، سياح ايتاليايى ، چند ماه پس از فتح هرموز ، درباره بندر جديد عباسى مىنويسد : « روز چهارشنبه بيست و يكم سپتامبر به گامبرون رسيديم . سرزمينى بزرگ و وسيع و پرجمعيت در ساحل دريا كه با تغيير صاحب ، تغيير نام داده است . مردمانى از مليت‌هاى گوناگون از همه طرف در آن گرد آمده‌اند . علاوه بر مسلمانان و انبوهى از يهوديان محلى تعداد زيادى از بت‌پرستان هندى و ساير فرقه‌ها نيز در آنجا زندگى مىكنند . » « 12 » شواهد تاريخى نشان مىدهد كه پنج سال بعد ، اين شهر آمادگى آن را يافته بود كه به يك بندر بين المللى تبديل شود . « 13 » هفت سال پس از فتح هرموز ، « سرتوماس هربرت » اين بندر را يك شهر چند مليتى دانسته است كه تجار نواحى مختلف جهان ، از انگلستان ، هلند ، پرتغال ، ارمنستان ، گرجستان ، روسيه ، عثمانى ، سرزمين‌هاى عربى و هندى در آن به بازرگانى مشغولند و دليل رونق آن را تجارت بين المللى در اين بندر عنوان كرده است . وى جمعيت بندر را حدود هزار خانوار تخمين زده و توصيف جالبى از بازار و ساخت و سازهاى شهرى آن ارائه كرده است . « 14 » اينكه ، اين آبادانى و رونق تا چه اندازه تحت هدايت و طراحى دولتمردان صفوى قرار داشته است ، كاملا بر ما مشخص نيست ، اما اين را نيز بايد يادآور شد كه عصر شاه عباس اول يكى از ادوار درخشان معمارى و شهرسازى در تاريخ ايران محسوب مىشود . اعمال سياستى از پيش طراحى شده براى گسترش شهرى « بندر عباسى » با توجه به تجربه گرانبهاى معماران و طراحان عصر صفوى ، دور از انتظار به نظر نمىرسد . نحوه استقرار بناها و ايجاد مناظر زيبا در اين شهر بندرى از چنان كيفيتى برخوردار بود كه هيجده سال پس از تجديد حيات مجدد اين بندر ، مسافرى اروپايى درباره آن مىنويسد : « بندر عباسى ، شهرى كه در آشنايى اوليه من با آن فقط هيجده خانوار در آن مىزيستند ، هم اكنون بزرگ‌ترين شهر و در قياس تجارى مشابه بهترين شهر انگلستان شده است به گونه‌اى كه شهرى مشابه آن

--> ( 1 ) . Nikitin , Afanasy , Voyages beyond Three Seas , Moskow , 1960 , p . 109 . ( 2 ) . Herbert , Thomas , Travel in Persia , 1627 - 1629 , ed . W . Foster , New york , 1929 , p . 42 . ( 3 ) . Smith , Ronald Bishop , The First age of The Portuguese Embassies , Navigations and Peregrinations in Persia ( 1507 - 1524 ) , Bethesda , 1970 , p . 39 . ( 4 ) . Ibid , p . 64 . ( 5 ) . Membre , Michele , Mission to The Lord Sophy of Persia ( 1539 - 1542 ) , Translated by Morton , London , 1993 , p . 48 . ( 6 ) . The Commentaries of Ruy Freyre , op . cit . p . 293 . ( 7 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : وثوقى ، محمد باقر ، تاريخ خليج فارس و ممالك همجوار ، تهران ، سمت ، 1384 ، ص 278 . ( 8 ) . Two Voyages of Master . . . op . cit . pp . 456 - 60 . ( 9 ) . The travel of Pedro Teixiera , op . cit . p . 209 ( 10 ) . Un Vogageur Portugais en Perse , op . cit . p . 99 . ( 11 ) . سفرنامه سيلوا فيگوئروا ، پيشين ، ص 68 . ( 12 ) . سفرنامه پيترو دلاواله ، پيشين ، صص 26 - 1225 . ( 13 ) . The Asian Trade Revolution , op . cit . p . 399 . ( 14 ) . Travel in Persia , op . cit . pp . 41 - 49 .