حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
147
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
فصل چهارم بررسى اسناد از منظر روابط خارجى در نتيجهء ضعف دولت صفويه و آشفتگىهايى كه پس از سقوط آن پيش آمد و با توجه به اينكه برخى كوششهاى نادر و سپس كريمخان در نظم و نسق دادن به امور سواحل خليج فارس و درياهاى پارس و عمان ، ناكام ماند و همچنين بر اثر ضعف دولت عثمانى و كمرنگ شدن ارتباطش با اعراب و در پى حضور فعال انگليس در هند ، نفوذ انگلستان در خليج فارس گسترش يافت همچنين بيش و كم رابطهء شيوخ جنوب خليج فارس با ايران سست گرديد و انگليس بيش از گذشته در اين خطه به امر و نهى پرداخت و حتى در صدد برآمد كه در سواحل شمالى خليج فارس اعمال نفوذ كند و گهگاه نيز ضمن مستحكم كردن رابطهء خود با برخى از كارگزاران حكومت قاجار در جنوب ايران . موقعيت مسندنشينان مقيم مركز را در قبال جنوب ايران متزلزل سازد و بخشى از دخل و تصرفات مورد نظر خويش را در خليج فارس به كرسى بنشاند . صرفنظر از خصوصيت استعمارگرى انگليس در اطراف و اكناف جهان و علاقهء اين كشور به سلطهء بر اعراب جنوب خليج فارس ، كه فىنفسه جزء اهداف كوتاه ، متوسط و بلند مدت انگليس بود ، مانع شدن از حضور دولتهاى ديگر در اين آبراه حياتى به ويژه ايجاد مانع در برابر راه يافتن روسيه به خليج فارس نيز جزو نقشههاى راهبردى انگليس به شمار مىرفت . حضور دولتهاى رقيب منافع عمدهء انگليس را هم در مناطق عربنشين به خطر مىافكند و هم براى فرمانروايى مطلق العنان انگليس در شبه قاره مانعى اساسى به شمار مىرفت ؛ علاوه بر اينكه حضور يك كشور قوى مانند روسيهء تزارى ، حضور كشورهاى ديگر را هم ، كه درصدد نفوذ در هند بودند ، توجيه مىكرد . اسناد بندر عباسى به خوبى اين معنى را در خصوص حضور فرانسه و تا حدودى آلمان بيان مىكنند و نگرانىهاى انگليس را از فعاليتهاى آنها نشان مىدهند . به طريق اولى حضور فعال ايران در خليج فارس ، با توجه به علايق تاريخى موجود ما بين ايران و اعراب و حتى مسلمانان و ديگر ساكنان هند براى انگليس تحملناپذير بود و در نتيجه ، همين امر نيز سبب مىشد كه انگليس با انواع و اقسام ترفندها از انعكاس فعاليتهاى سواحل شمالى خليج فارس در سواحل جنوبى آن جلوگيرى كند و حتى روابط عادى ساحلنشينان را با يكديگر مختل سازد و خود را به عنوان حلال مشكلات اعراب و عامل مقتدر حفظ امنيت در خليج فارس به كرسى بنشاند . اسناد بندر عباسى به خوبى گزارشگر فعاليتهاى انگليس براى تضعيف روابط ايران با ساحلنشينان جنوب از يكسو و مانع تراشى براى تقويت حضور دريايى ايران در خليج فارس از سوى ديگرند . بىتوجهى مركز به مأموران حاضر در سواحل خليج فارس سبب گرديد تا كسانى كه گرايش ملى كمترى داشتند به نوعى همكارى با قدرت غالب در خليج فارس تشويق شوند و كسانى هم ، كه اندك شمار نبودند و دل در گرو ايران داشتند اما از جانب مركز حمايت نمىشدند دلآزرده و نااميد گردند و نيز در نتيجه نداشتن لوازم و اسباب كار و فعاليت عملا به جانب ناكارآمدى ، سوق داده گردند . اسناد بندر عباسى بيانكنندهء مداخلات گوناگون ، زورگويى و حمايت بىچونوچراى دولت انگليس از مدعيات غيرقانونى و غير حقوقى شيوخ جنوب خليج فارس است ، شيوخى كه بسيارى از آنها يا در گذشته خود را رعيت ايران مىدانستند و يا به همكارى و سر سپردگى به ايران افتخار مىكردند و يا خويش را كارگزار حقوقبگير ايران مىدانستند . مكاتبات مسئولان انگليس با مقامات ايران همواره مشحون از استدلالهاى بىپايه و يا ادعاهاى واهى است كه هدف آنها وقتگذرانى و در موارد متعدد زمينهچينى براى دخالت در امور ايران و در مواردى نيز حاوى پيشنهادهاى بىمبنا همراه با تهديد است . براى مثال انگليس در جزيره جاشك ( جاسك ) براى خود حق آب و گلى ، كه معلوم نبود مبنايش چيست ، قائل بوده و با استناد به اين حق محدودهء فعاليت خود را گسترش داده و همه نوع دخل و تصرف و امر و نهى به اهالى را هم جزو اين حق قلمداد مىكرده است . رئيس تلگرافخانه مقيم جاشك نخيلاتى را ، كه اهل آن جزيره داشته و خودشان غرس كرده بودند از ريشه در مىآورد و مىگويد كه : شما حق نداريد در اين حدود زراعت كنيد و به غرس نخيلات بپردازيد « به ملاحظه اينكه . . . جزيرهء مزبور به دولت انگليس مرحمت شده است ، بنابراين حدود جاشك متعلق به ما مىباشد . . . همچنين