حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

140

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

نموده‌اند » ( 116 ) بزرگان ميناب كه خطر اين نوع اقدامات را دريافته‌اند التزام نامه‌اى نوشته و مهر نموده و اعلام كرده‌اند « كه هرگاه چنين امرى واقع گردد عموما مقصر و مورد مؤاخذه و سياست باشند . ( 116 ) 3 - 3 - حفظ نام اماكن تاريخى حفظ نامهاى اماكن و اراضى به ويژه نامهاى تاريخى را بايد از لوازم دفاع از تماميت ارضى تلقى كرد . تغيير اين نامها گهگاه تماميت ارضى را به خصوص در مرزها با خطر مواجه مىسازد حفظ نام تاريخى خليج فارس ، كه در سالهاى اخير از اهميت بيشترى برخوردار شده است ، همواره مورد توجه مردم ايران بوده است . مستندات تاريخى در اين زمينه را بايد ارج نهاد و پىدرپى بدانها اشاره كرد . در سراسر اسناد بندر عباسى به طور مكرر نام خليج فارس با دقت و عنايت خاص و به نامهاى بحر العجم ، درياى پارس ، خليج فارس آمده است نكتهء مهم نيز آن است كه اين عنوان‌ها تنها از جانب ايرانيان نيست بلكه ديگران از جمله مأموران انگليس نيز اعم از آنكه مقيم در سواحل ايران يا در تهران و يا در هند بوده‌اند همين نام را مىشناخته و به كار مىبرده‌اند . 1 - 3 - 3 - مقامات ايران الف - مقامات ايران از « تنظيم و تنسيق بحر العجم و سواحل و رفع هرگونه خلل و فتور از حواشى آن معابر و مراحل » سخن گفته‌اند ( 3 ) ب - در نامه وزارت خارجه به سفارت انگليس به كشتىهاى تبعه ايران كه در بحر العجم سير مىكنند اشاره شده است . ( 20 ) ج - در سندى ديگر نيز به بحر العجم اشاره شده است ( 25 ) د - هم‌چنين در سند 26 ، اين نام آمده است . ح - در سند 233 : آمده است : مواجب مأمورين بحر العجم . . . را صادر نموده و به بوشهر فرستادم و - در سند 277 گفته شده است : « بندر مزبور اول دهنهء خليج فارس . . . است . » ز - در سند 216 به سرحد خليج فارس اشاره شده است . خ - در سند 327 نام خليج فارس آمده است . ط - از درياى فارس در سند 181 سخن به ميان آمده است . ى - در سند 185 نيز به خليج فارس اشاره شده است . 2 - 3 - 3 - از جانب انگليس الف - در نامه‌اى كه سفارت انگليس به وزارت امور خارجه نوشته است از بحر العجم ياد شده است ( 10 ) ب - از سفارت انگليس به وزارت امور خارجه واژهء بحر العجم ، چند بار آمده است : « . . . همهء تجارت بحر العجحم . . . » ( 26 ) ج - در سند 162 در نامهء وزير مختار و فرستادهء ويژه دولت انگليس - چارلز اليسون - به وزارت امور خارجه از خليج فارس ياد شده است . 4 - 3 - بندر عباسى و تماميت ارضى ايران در تماميت ارضى ايران بندر عباسى جايگاهى مهم داشته است و دارد . مسئلهء اجاره گمرك بندر عباسى به امام مسقط ( كه در برخى نوشته‌هاى بيگانگان گهگاه به اجارهء بندر عباسى تعبير شده است ، و البته قصد و غرض از اين امر واضح است ) از جملهء دشواريهائى است كه مدتها دولت قاجار با آن روبرو بوده است و گهگاه با ضعفى كه در كار امام مسقط پيدا مىشده است ، به ويژه هنگامى كه انگليس به علل و دلائل خاص حمايت خود را از امام مسقط كمرنگ مىكرده است ، مسئولان ايران به فكر حل قطعى مسئلهء بندر عباسى مىافتاده‌اند . يك بار با توجه به اختلافاتى كه در مسقط پديد آمده بود موقعيت امام مسقط تضعيف شده و تصرف مسقط در صورت وجود امكانات امكان‌پذير گرديده بود ، در مورد تسلط كامل بر بندر عباسى نيز هيچگاه از لحاظ نظرى ترديدى ميان مسئولان نبوده است . حسام السلطنه در نامهء خود به امين الدوله - كه بايد به وزير خارجه مىرسانده است - از اوضاع و احوال آشفته مسقط سخن مىگويد و مىنويسد : « اگر اسباب لازمه را داشتيم موقع تصرف مسقط بود ولى على الاقل هرگاه اذن بفرمايند مأمورى معتبر به عباسى روانه شود كه آنجا را تصاحب و به وصول ماليات بپردازند » ناصر الدين شاه دربارهء اين پيشنهاد مىنويسد « حسام السلطنه البته البته بندر عباسى را تصرف كند و بايست از دست اين خارجىها بگيرد و ساخلو و توپ . . . معتبر از دولت ، آنجا بگذارد بسيار واجب و لازم است اما اين تلغراف را نبايد انگليس‌ها بفهمند بايد طورى تلگراف كرد كه آنها نفهمند يا به رمز يا طور ديگر نمىدانم ، ميانه شما و حسام السلطنه چرا رمز نيست ؟ البته قرار رمز را بدهيد » ( 144 ) خارجىها همان انگليس‌ها هستند زيرا تحريكات و تصرفات ياد شده در واقع پنهانى به دست آنها صورت مىگرفته و اقدامات ايران بايد از آنها پنهان مىمانده است . در سند 145 نيز كارگزار خارجهء فارس به تصرف مسقط اشاره مىكند و مىنويسد كه دولت ايران براى تصرف آنجا احق و اولى است لكن اين اقدام هزينه دارد ولى دولت « اين‌گونه مخارج را كه بالمآل موجب منافع زياد است ضرر تصور مىنمايد » در مورد بندر عباسى هم حسام السلطنه اقدام مىكند و « على الحساب ميرزا عبد اللّه وقايع‌نگار و امين تذكره بندر عباسى را مأمور و روانه مىكند كه مقيم بندر باشد . . . و بناى فرستادن مأمورى شايسته . . . دارد . » ( * ) در سند 174 حضور مأموران دولت در بندر عباسى و شميل و هرمز و ميناب و جزاير قشم و خمير و غيره در دستور كار و امريهء ناصر الدين شاه قلمداد شده و درعين‌حال تأكيد كرده است كه تغييرى در رأى و نظر وى پيدا نخواهد شد كه اشاره‌اى واضح به ماجراى هرات است كه در آنجا نيز حسام السلطنه درگير بوده و از تغيير نظر شاه دل‌آزرده شده است . ناصر الدين شاه در امريه خود به حسام السلطنه مىنويسد :