حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
133
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
لازمه را هم به عمل مىآورند » ، شايد بتوان دريافت كه بيشترين اصرار به خاطر همان « تكلفات لازمه » باشد كه به جا آورده مىشود و كام دستاندركاران شيرين مىگردد ( 63 ) در سند ديگر ( 64 ) سخن از تعارفى و پيشكش است . باز هم در زمينهء بحرين و مزايدهء پيشكش نامهنگارى مىشود بدين ترتيب حاكميت بازيچهء برخى مبالغ كم يا زياد و پيشكش و تعارف بوده است نه نگهدارى آب و خاك به هر قيمتى حتى دادن مال و جان . ( * ) صاحب منصبى كه نامش معلوم نيست به وزارت خارجه ، و از روى قاعده به وزير يا معاون وى ، مىنويسد كه براى مأموريت در بوشهر و شيراز و بندر عباسى سه تن را پيشنهاد مىكند و نتيجه مىگيرد ( 297 ) كه « اين قسم كه بفرماييد از دو سه نفر پيشكش گرفته شده است . » و چون پيشنهادى كه كرده داراى مداخل متعدد است مىگويد « ديگر چه قسم خدمت كنم ؟ . . . » . ( 297 ) ( * ) در سند 330 كه مربوط به اجاره دادن هرمز و بستانه به شخصى به نام ناخدا على است . از تعهد به دادن پيشكش به مخاطب نامه كه وزير امور خارجه يا صدر اعظم است سخن به ميان است و عنوان پيشكش نيز ظاهرا « تقديم حضور » است ، مبلغى كه به عنوان « تقديم حضور و غيره » يا « تقديم حضور و ساير » در سند ذكر شده است يك هزار تومان است . ( 330 ) ( * ) در سند 331 دربارهء همين موضوع آمده است كه : وزير امور خارجه يا صدر اعظم تلگرافى گفتهاند : « اگر ناخدا على هرمز و بستانه را به مدت ده سال از قرار سالى يك هزار و پانصد تومان اجاره قبول مىنمايد و هزار و پانصد تومان هم تقديم مىنمايد و متعهد مىشود با خارجه شراكت نكند زودتر تلگراف نماييد و الا ديگران به اين طور قبول مىنمايند » ( 331 ) . در دنبالهء اين ماجرا گفتگوهاى ديگرى مطرح شده و شريك يا رقيب ديگرى پا به ميان گذاشته است كه سند 332 بدين شرح از آنها حكايت دارد . « الان كه موقع روانگى پست است ، حاجى ناخدا على حاضر است . هر چه با او مذاكره شده ، تقديم را كليتا از دو هزار تومان اضافه نمىكند . مبلغ اجارهء هرمز و بستانه را هم از سالى يك هزار تومان علاوه قبول نمىنمايد . سالى يك هزار تومان هم قرار داده است به جناب قوام الملك بدهد كه در حقيقت سالى دو هزار تومان مىشود . اگر از جناب معزى اليه ملاحظه مىفرماييد حرفى است عليحده و اگر ممكن است كه رفع اين يك هزار تومان را بفرماييد كه جناب قوام الملك مطالبه ننمايند ، ممكن است كه اقلا نصف آن مبلغ را اضافه بر يك هزار تومان اجاره نمود . بههرحال اگر اجازه مىفرمايند تا به همين دو هزار تومان تقديم و يك هزار تومان اجارهء ساليانه قطع نمايد » زياده جسارت است . 2 شعبان 1313 » ( * ) برخى از كارگزاران مسلط به امور جنوب ايران يادآوريهاى قابل توجهى در زمينهء مديريت جنوب ايران داشتهاند و در گزارش خود به منفعتطلبىهاى شخصى ، كه به فدا كردن مصالح و منافع دولت مىانجاميده ، اشاره كردهاند و گفتهاند كه با اندك مبلغى كه در وجه اشخاص پرداخت مىشده و نام تعارف و پيشكش و امثال آنها داشته و يا پاى پرداخت رشوه و وعدههاى گوناگون در ميان بوده ، بسيارى از امور بر خلاف مصالح كشور حلوفصل مىشده است : در سند 146 آمده است كه ميرزا عبد اللّه كه به بندر عباسى مأمور شده بود با مسقطىها يكدل بوده و به آنها اطمينان داده كه اگر ماليات استمرارى را بفرستند امورشان رفع و رجوع خواهد شد . البته مسقطىها پيشكش هم كه رشتهء تسبيح مرواريد بوده است و قريب بيست نفر غلام و كنيز و چند رأس اسب براى فارس معين كرده بودند . ( * ) در سند ديگر ( 148 ) هم به امكان افزودن اجارهء گمرك بندر عباسى اشاره شده است و نويسنده مىگويد « صيد سالم به اشدّ رضا ممنون بود كه پيشكش معقولى داده و چيز درستى به اجاره بيفزايد » لكن « به جهت جزئى كه به بعضى رسيد خاموش ماندند » . سند 150 هم از همين بندوبستها و منفعتجوئىهاى شخصى خير ميدهد . ( * ) سند 155 هم از جملهء مشكلات عمده بر سر راه حفظ منافع كشور را « مداخل شخصى كارگزاران فارس » برشمرده ، و گفته است كه « آنچه مىخواستند به اسم خود و دولت مداخل كردند . . . و وقت و فرصت را از دست دادند تا كار بر وفق مرام انگليس باشد » ( * ) عدم حضور مستمر مأموران در محل مأموريت همواره مسئلهساز بوده است . ظاهرا مأمور بندر عباسى محل مأموريت خود را بندر عباسى نمىدانسته است كه : « دو ماه از اول موسم ديرتر به بندر مىآيد و دو ماه زودتر مىرود » و در واقع مدت كمى در بندر عباسى توقف مىنمايد . بودن مأمور در بندر عباسى از همه چيز واجبتر است . . . » ( 75 ) ( * ) در ماجرائى ديگر ، مأمور ايران به نماينده دولت انگليس پناه مىبرد . يكى از كارگزاران در اينباره به وزارت خارجه چنين مىنويسد : « حكايت غريبى است كه با اينكه حضرات حكام آن قسمها كه ملاحظه مىفرماييد در مأموريت مطلق العنان و فعال ما يريد مىباشند و از تصدق فرق مبارك به هر نحو به خاطر هر يك برسد ، تحصيل ماليه و مداخل مىنمايند و مقررى و مرسوم گزاف همدستى مىگيرند اما يك دينار صرف احترام و نيكنامى دولت ابد مدت نمىنمايند » « از آن گذشته بدنامى دولت قوى شوكت علّيه را هم مايهء مداخل و جلب منفعت قرار مىدهند و ساكت مىشوند جزئى مداخل را هم به همه قسم افتضاح و بدنامى ترجيح مىدهند » ( 99 ) 3 - 1 - 2 - رعايت شئونات ايران همزمان و بر خلاف كسانى كه همواره در پى منافع شخصى بودهاند آن طور كه اسناد بندر عباسى حكايت مىكنند برخى از كارگزاران در