حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
134
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
تمامى ادوار شئونات دولت ايران را رعايت مىكردهاند . كه از جملهء آنها مىتوان به كارگزار يا كارپرداز ايران در بمبئى اشاره كرد نامهها و گزارشهاى وى نيز حكايت از صلاحانديشىهاى وى دارد . در گزارشى كه براى وزارت خارجه از سفر خود نوشته و ماجراى عزيمت از بوشهر به بمبئى را نقل كرده است مىگويد كه در سر راه به مسقط رسيده و ناگزير بوده است كه در كشتى چند روز توقف كند ؛ امام مسقط از وى دعوت مىكند به شهر بيايد و مهمان وى باشد كارگزار مىپذيرد كه يك روز براى بدنشوئى به شهر برود اما با شرائطى از جمله آنكه با تشريفاتى به استقبال وى بيايند و هنگام عبور از پيش هر يك از جهازات جنگى توپ سلام بزنند و يكى از پسرهاى امام از اسكله تا در خانهء امام مسقط به استقبال او بيايد و هنگام ورود خود امام در اتاق از وى استقبال كند و پس از ورود به خانهء امام يازده توپ از قلعه بزنند ( 11 ) « 1 » 4 - 1 - 2 - توانايى مديران از جمله ايرادهاى اساسى به مديريت كشور در دوره قاجار ناتوانى مديران اصلى اولا در تصميمگيرىهاى به جا و ثانيا ناتوانى در اجراى تصميمها بوده است از تصميمات نابجائى كه علت آن نيز نامعلوم است و اگر بتوان براى آن علتى يافت تنها سودجوئىهاى حقيرانه و كوتاهمدت مديران را مىتوان عنوان كرد ، اجاره دادن گمرك بندر عباسى به امام مسقط و ادامهء آن براى برخى از جانشينان اوست . صيد سعيد خان امام مسقط در بيشتر اوقات اظهار بندگى و رعيت بودن مىكرده اما دست از كارهائى كه خلاف مصالح ايران بوده برنمىداشته است . البته يكى از دلايل و شايد دليل اصلى روى پوشيدهاى كه گهگاه در ضمن مطالب ديگر براى خريد و فروش و اجاره سرزمين اظهار شده است آن است كه مسئولان اصلى و به پيروى از آنها حاكمان ايالات خود را هم مالك الرقاب مردم و هم به ويژه صاحب سرزمين و قلمرو كشور مىدانسته و به همين اعتبار آن را ملك و مملكت خود مىدانستهاند و خريد و فروش و به طريق اولى اجارهء بخشى از كشور را چون ملك شخصىشان بوده است نامطلوب و ناصحيح نمىدانستهاند . ( * ) در يكى از اسناد كه از اين پس دربارهء آن مفصلتر نكتههائى گفته خواهد شد آمده است . « پارهاى حرفها مىزنند و مىگويند چرا بايد بندر دولت علّيه در تصرف سيد سعيد خان باشد و انواع تصرفات در آن نمايد » ( 16 ) ( * ) مردم در همهء ادوار اين خواست درست را دارند كه مسئولان اداره كشور مسائل و مشكلات عمومى را حل و امنيت قضائى و اجتماعى زندگى آسوده را براى آنها تأمين كنند . در سند آمده است . « سرحدى كه نه آذوقه در آن باشد و نه قورخانه چه اطمينانى از سلامت آن مىتوان داشت . در بوشهر ده هزار خروار جنس در انبارها خوابيده اين قدر حكم نيست كه اينها را بيرون بريزند مردم آسوده شوند » ( 21 ) ( * ) ادارهء جنوب ايران و به خصوص همجوارى آن با خليج فارس ، درياى عمان و اقيانوس هند - كه اقيانوس بيشتر در حيطهء اقتدار انگليس قرار داشته - نيازمند برنامهء منسجمى بوده است كه عاملان آن در تعامل كامل با يكديگر و همدلانه كارها را به پيش ببرند مأموران كاردان و علاقهمند يكى از عناصر اين برنامه بوده است ناصر الدين شاه در پاسخ به نامه و پيشنهادهاى حسام السلطنه ، از جمله مىگويد : كه : « حسام السلطنه در حفظ و ايجاد نظم و نسق در بندر عباس و نقاط ديگر و جزاير قشم و خمير و غير آنها با اطمينان خاطر بكوشد . . . و همچنين رئيسى كه در آنجا مشخص و معين مىكند البته ملاحظه و دقت خواهد كرد كه آدم پادار و خوشرفتار و بىغرض و كمطمع و درستكارى باشد كه رعايا و ساكنين آنجاها را آسوده و اميدوار ساخته به خوبى راه ببرد . . . » ( 174 ) مسئله مشخصات و صفات مديران كه همواره دلمشغولى برخى حاكمان بوده است در نامهء ناصر الدين شاه هم ديده مىشود وى نيز همانند حكومتگران ديگر ، به صورت نظرى مىدانسته است كه مديران به طور كلى و اعم ، خوشرفتار و بىغرض و كمطمع و درستكار نيستند . و اين نكته مهم است كه از صدر تا ذيل به اين معنى اشاره داشتهاند . نمونه اين اجماع را در سند ديگر هم ( 27 ) كه ظاهرا از فارس براى وزارت خارجه فرستاده شده است و مربوط به بندر عباسى است ، مىبينيم . در اين سند آمده است كه : « شخص با اطلاع به فدوى گفت اگر حاكم عباسى كارگزار و كاردان باشد و مردم را به خود راه دهد و قدرى در مخارج لازمه از دولت اختيار داشته باشد . . . مىتواند در عباسى نشسته باشد كه على الصباح سر شيخ عبد الرحمن قشمى را در مجلس او دو نفر عرب بيارد و اهالى بندر لنگه به يك ساعت قشم را تصرف مىتوانند نمود كه به هيچ وجه احتياج به قشون دولت نباشد ، لكن حالا مسامحه خواهند كرد و به واسطهء اينكه سفاين ايشان براى معامله روى دريا گردش كند و دولت ايران را جهازات جنگى نيست كه دفع تعدى روى دريا را از ايشان تواند نمود ؛ در اين صورت معلوم مىشود كه نگاهدارى عباسى و مضافات او على العجاله موقوف به حاكم كامل عاقل با وقوف است كه به حسن تدبير ولايت را حراست كند تا به مرور جهازات دولتى ساخته و امور جميع بنادر انشاء اللّه به عون الهى و مدد بخت همايون اعليحضرت اقدس شاهنشاهى روحنا فداه پرداخت شود . » « چاكر با عدم فطانت خود تصديق مىكند كه اگر حاكم آن حدود نوكر كاردان و صديقى باشد كه بداند چه بايد كرد و غيرت دينى و دولتى در او باشد و به قانون مباشرين دولتهاى فرنگ جايى كه براى پيشرفت كار مخارجى لازم باشد از جانب دولت مختار باشد عباسى و آن حدود را به دلخواه متصرف شده و منتظم كرده مىتواند جاهاى خارجه
--> ( 1 ) . كارپرداز ايران در بمبئى همواره در نامههاى خود به دو نكته مهم اشاره مىكند يكى برخى بىتوجهىها از جانب مأموران و مسئولان امور ايران و يكى هم توجه دادن به توطئهها و نقشههاى انگليس كه در بهرهاى جداگانه اين نكتهها يادآورى خواهند شد .