حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
112
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
امور آن وضعيت پيچيده و نگرانكنندهاى را ايجاد و اين مشكل بيش از ديگر مسائل خود را نشان داد . بحران ادارى بنادر فقط ويژه بندر عباسى نبود ، بلكه ديگر بنادر فعال ايران از جمله بندر لنگه و بوشهر را نيز در معرض خطر جدى قرار مىداد . عمدهترين مشكل عبارت بود از مداخلات كارگزاران ادارى شيراز ، بوشهر و تهران در امور مختلف اين بنادر كه مىبايد براى آن راهحلى انديشيده مىشد . حكام قاجارى بالاخره در سال 1299 ق . / 1882 م . به منظور حل مسائل ادارى بنادر و جزاير خليج فارس در انديشه تأسيس نهاد جديد ادارى برآمدند كه در واقع ، كليه مسائل مرتبط با امور واردات و صادرات و اداره بنادر خليج فارس تحت نظارت و كنترل اين اداره جديد التأسيس قرار مىگرفت . انديشه تأسيس چنين نهادى را نخستينبار « امين السلطان » مطرح كرد . اين اقدام تأثير مهمى بر ساختار ادارى بندر عباسى بر جاى گذاشت ، روند شكلگيرى « حكومت بندرات » يا « حكومت بنادر و جزاير خليج فارس » و عملكرد آن در بنادر ايران و به ويژه بندر عباسى تا دوران انقلاب مشروطيت در بهره بعد به شرح زير خواهد آمد . ( 10 ) تأسيس حكومت بنادر و جزاير خليج فارس از مهمترين مشكلات مربوط به اداره بنادر و جزاير خليج فارس ، چگونگى نظارت و كنترل و دريافت عوايد مالياتى گمركات و عوارض خروج و ورود كالا بود كه با توجه به درآمد سرشار آن و نيز مسئله نظارت بر آن موضوع مناقشه حاكمان محلى و واليان و كارگزاران مركزى شده بود . ايالت فارس كه سه بندر عمده وارداتى عباسى ، لنگه و بوشهر داشت ، از بيشترين درآمدهاى گمركى برخوردار بود و والى فارس براى كنترل و در اختيار گرفتن اين درآمدها تلاش گستردهاى را به كار مىبرد . با خلع يد از امام مسقط و آزاد شدن درآمدهاى گمركى و مالياتى بندر عباسى درآمدهاى حاصل از گمركات به يكباره جهش عمدهاى يافت و نظارت و كنترل بر آن موضوع اصلى مناقشه كارگزاران فارس ، و به ويژه والى فارس ، با مركز شد . ناصر الدين شاه قاجار در سال 1299 قمرى / درصدد ايجاد راهحلى براى پايان دادن به مسئله برآمد و برنامه جديدى را براى سامان دادن به امور گمركى بنادر و جزاير خليج فارس ارائه كرد . طراح و مجرى اين برنامه جديد ، « آقا ابراهيم امين السلطان » ، « 1 » از نزديكان و مشاوران اصلى ناصر الدين شاه قاجار بود . « 2 » شاه ايران به او اعتماد كاملى داشت و در همه امور با او مشورت مىكرد . وى در سال 1294 هجرى / 1877 م . عضو « دار الشوراى كبرى » گرديد « 3 » و ادارات و وزارتخانههاى مختلف صندوقخانه ، انبار غله مركزى و ضرابخانه را به عهده داشت . « 4 » به علت خدمت شايسته او ، ناصر الدين شاه در سال 1299 هجرى / 1882 م . او را به سمت وزير دربار اعظم و خزانه گمرك منصوب كرد . « 5 » امين السلطان پس از انتصاب به وزارت گمرك و خزانه ، با توجه به اينكه بخش عمدهاى از عايدات گمركات از طريق بنادر به دولت ايران مىرسيد ، درصدد ايجاد ساختار جديدى در بخشهاى ادارى بنادر خليج فارس برآمد . در آن ايام ، مسعود ميرزا ظل السلطان حاكم فارس بود و بندر عباسى و بندر بوشهر و بندر لنگه عملا ابواب جمعى او محسوب مىشدند و عمده در آمدهاى گمركى اين بنادر به حاكم فارس مىرسيد . امين السلطان در صدد احياى درآمدهاى گمركات براى دولت بود ، اما نمىتوانست در مقابل ظل السلطان اقدام مستقيمى انجام دهد ، زيرا هر كسى را كه براى تصدى گمرك جنوب مىفرستاد ، ظل السلطان نمىپذيرفت . « 6 » امين السلطان پس از مشورت با ناصر الدين شاه و روشن ساختن وضعيت ، تقاضا كرد حسينقلى خان نظام السلطنه سعد الملك « 7 » را مأمور امور گمركى فارس و بنادر كند تا به اين ترتيب ظل السلطان در مقابل عمل انجام شدهاى قرار گيرد . امين السلطان پس از كسب رضايت ناصر الدين شاه دستور العمل خاصى نوشت كه شرح وظايف و محدوده اختيارات حاكم جديد بنادر و جزاير بود « 8 » و پس از آن ، ابلاغ حكومت و گمرك بنادر فارس را به حسينقلى ميرزا سعد الملك داد . از نوشتههاى نظام السلطنه ما فى مىتوان دريافت كه ساختار ادارى جديد به نام . « حكومت بنادر و جزاير » خوانده مىشد و از نوشتههاى « اعتماد السلطنه » برمىآيد كه اين سازمان « حكومت بندرات فارس »
--> ( 1 ) . براى آگاهى از شرح زندگانى او بنگريد به : شرححال رجال ايران ، پيشين ، ج 1 ، صص 7 - 2 . ( 2 ) . او به دليل خدمات شايسته به شاه ايران در سال 1283 ق . / 1867 م . ملقب به امين السلطان شد . بنگريد به : تاريخ منتظم ناصرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 1964 . ( 3 ) . همانجا ، ص 1971 . ( 4 ) . همانجا ، صص 1996 ، 2031 ، در يك مورد به عنوان رياست ضرابخانه و در جاى ديگر به عنوان وزارت گمركات اشاره شده است . ( 5 ) . همانجا ، ص 2045 . ( 6 ) . براى آگاهى بيشتر از كيفيت اجراى اين برنامه بنگريد به : ما فى ، حسين قلى خان نظام السلطنه ؛ خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه ما فى ، به كوشش معصومه ما فى ، منصوره اتحاديه ، سيروس سعدونديان ، حميد رامپيشه ؛ چ دوم ؛ تهران : نشر تاريخ ايران ، 1362 ، باب اول ، ص 99 به بعد . ( 7 ) . حسينقلى خان نظام السلطنه ملقب به سعد الملك بوده است و اين لقب بعدها در سال 1303 قمرى به برادرش محمد حسن خان اعطا شده است . ( 8 ) . حسين قلى خان نظام السلطنه ما فى در اينباره مىنويسد : « امين السلطان از آن حقهبازىهايى كه داشت كتابچه مفصل لغوى نوشت و برد حضور شاه و سر او را با قيطان بست و مهر و لاك كرد كه بعد از ورود به بنادر بخوانم . كتابچهاى در تعليمات عاميانه به قدر فهم خودش براى تكليف يوميه تا مراجعت به تهران نوشت و فرامينى به ظل السلطان و صاحب ديوان كه پيشكار فارس بود و حاكم كاشان صادر كرد . » بنگريد به : خاطرات حسين قلى خان نظام السلطنه ما فى ، پيشين ، باب اول ، ص 99 .