حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

105

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

اعزام شدند و از نزديك ناظر نحوه اداره آن بوده‌اند . در همان حال « شيخ سعيد » در مقام يكى از اتباع ايران و نماينده سلطان مسقط ، مسئول جمع‌آورى ماليات و عوارض گمركى بندر عباسى بود . ساختار متناقض ادارى كه در آن دسته‌اى از حكومت ايران و دسته‌اى ديگر از سلطان مسقط دستور مىگرفتند ، موجب شد تا زمينه بروز اختلاف و دودستگى در اداره اين بندر بروز نمايد . در سال 1281 ق . / 1864 م . به دنبال كشته شدن يكى از اهالى بندر عباسى و دخالت مستقيم « ميرزا على اكبر ، » ناظم مهام خارجه ، بحران بزرگى در آن شهر ايجاد و اين بندر عملا به دو بخش تحت نظارت « شيخ سعيد » ، نماينده سلطان مسقط و « ميرزا على اكبر » ، نماينده وزارت خارجه ايران تقسيم شد . در اين مجموعه بيش از يازده نامه و گزارش درباره اين بحران چاپ شده است كه از اهميت آن در رويدادهاى اين دوره حكايت مىكند . ( س . 106 ، 112 ، 115 ، 113 ، 116 ، 117 ، 121 ، 124 ، 125 ، 127 ) دخالت مستقيم « شيخ سعيد » در امور داخلى بندر عباسى احساسات مردم و كارگزاران ايرانى را برانگيخت ؛ تا آنجا كه حكومت مركزى پيشنهاد كرد امور ادارى بندر عباسى از فارس منتزع و به والى كرمان سپرده شود . ( س . 116 ) براساس مراسلات و مكاتبات متعدد و روايات متفاوتى كه از شرح حادثه به مركز ارسال مىشد و با توضيحات « ميرزا على اكبر » ( س . 124 ) و تحقيقات محلى مشخص شد كه شيخ سعيد خارج از چارچوب وظايف خود دست به اقداماتى زده كه تداوم آن به نفع حاكميت ايران در سواحل نبوده است . مكاتبات ادارى نشان ميدهد كه حاكم فارس از اين فرصت استفاده كرده و درصدد تغيير موقعيت « شيخ سعيد » برآمده است . بر اين اساس او در ابتدا واگذارى اجاره‌دارى بندر عباسى را به « حسنعلى خان دريابيگى » حاكم لار پيشنهاد مىكند . « 1 » ( س . 118 ) بروز اين اختلافات و تصميم مجدد كارگزاران ايرانى به تجديدنظر كامل در امور بندر عباسى ، با تحولات عمده‌اى در مسقط مصادف بود . توضيح آنكه در ماه شوال سال 1282 ق . / فوريه 1866 م . « سلطان ثوينى » حاكم مسقط با توطئه برادرش « سالم » به قتل رسيد « 2 » و با كشته شدن او دوره‌اى از كشمكش و جنگ قدرت بين « سالم » و « تركى » ، يكى ديگر از مدعيان حكومت ، شكل گرفت و وضعيت مسقط را كاملا ناامن ساخت . « 3 » براساس ، تفصيل رويدادهاى مسقط و كيفيت بروز اختلافات كه كارپرداز مقيم مسقط و بمبئى به حكومت فارس و تهران گزارش ميكرده ، آشكار است كه دستگاه ديپلماسى يك بار ديگر كارآيى خود را به خوبى نشان داده است . ( س . 128 ، 130 ، 131 ، 134 ، 136 ) كارگزاران ايرانى موقعيت مناسبى را براى اعمال تثبيت قدرت خود در بندر عباسى به دست آوردند . در همان حال ، « سلطان سالم » كه در حال جنگ با برادر خود « تركى » بود ، تمايل خود را به جلب دولت ايران در اين رقابت اعلام كرد . ( س . 131 ) يكى از دستاوردهاى مهم اين رويداد كه در سال‌هاى بعد موجب تحكيم موقعيت ايران شد ، اين بود كه « حاج احمد خان كبابى » كه مشاور و وزير « ثوينى » محسوب مىشد ، پس از روى كار آمدن « سالم » مغضوب او شد و ابتدا به انگليسيها پناه برد « 4 » و پس از اينكه با استقبال چندانى روبه‌رو نشد ، به بندر عباسى و حاكم فارس پناهنده شد . ( س . 133 ) او و فرزندانش بعدها به خدمت دولت ايران درآمدند و منشاء خدمات بسيارى شدند . محمد على سديد السلطنه كبابى يكى از فرزندان اوست كه در ثبت تاريخ و فرهنگ بندر عباسى و بنادر خليج فارس ، خدمات ارزنده‌اى را به انجام رسانيده است . اما از اين ميان ، نماينده مقيم ايران در مسقط و كارپردازان ايران در بمبئى با تشريح فرصت ايجاد شده در مسقط ، كارگزاران ايرانى را به استفاده كامل از موقعيت و بهره‌بردارى بيش از پيش از آن تشجيع و تشويق مىكردند . نماينده مقيم ايران در مسقط ضمن تشريح دخالت انگلستان در منازعات بين « سالم » و « تركى » ، دو تن از مدعيان حكومت مسقط ، با كنايه مىنويسد : « بالجمله اين بنده عرض مىكند كه خوب وقتى است . ز هرطرف كه شود كشته ، سود اسلام است . » ( س . 131 ) وى با اين عبارت ، دولتمردان ايرانى را به استفاده كامل از موقعيت پيش آمده تشويق مىكند . از سوى ديگر كارپرداز ايران در بمبئى نيز با ارسال گزارشهاى خود ، تضعيف موقعيت حكام مسقط را مكررا به دولتمردان ايران يادآور مىشود . ( س . 134 ) به اين ترتيب ، شرايط جديدى پيش روى ناصر الدين شاه قاجار قرار مىگيرد و احتمالا در راستاى تحقق اهدافى كه اصول آن را نمايندگان مقيم ايران در مسقط و بمبئى توصيه كرده بودند ، در ماه ربيع الثانى سال 1282 ق . / سپتامبر 1865 م . يك بار ديگر « سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه » را به سمت واليگرى فارس منصوب مىكند . « 5 » به اين ترتيب شايد

--> ( 1 ) . ( ميرزا حسنعلى خان دريابيگى از سال 1275 قمرى به حكومت لارستان و نواحى سبعه و بندر عسلويه و بندر لنگه منصوب شد . بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 820 ) ( 2 ) . لوريمر تاريخ كشته شدن ثوينى را يازدهم فوريه 1866 ضبط كرده است . بنگريد به : The Gazetteer of The Persian Gulf , Oman and Central Arabia , Opp . cit . Vol . 2 . p . 478 . ( 3 ) . براى آگاهى بيشتر از رويدادهاى اين دوره بنگريد به : تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، صص 151 - 148 ؛ عمان ، پيشين ، ص 191 - 189 . فرامرزى نحوه كشته شدن ثوينى مىنويسد : « در چنين احوالى ، پسر ثوينى به نام سالم ، كه ظاهرا با نقشه‌هاى جنگى پدرش مخالف بود و علاوه بر اين علماى بزرگ اباضيه هم نظير سعيد بن خلفان خليلى و محمد بن مسلم و خاتم بن غريب و صالح بن على ، او را تحريك بدين مخالفت كرده و حتى در خفا با او بيعت امامت كرده بودند ، در همان صحار كه پدرش وى را براى جلوگيرى از فتنه‌هاى وهابيهاى متمايل به آل سعود ، حكومت داده بود ، به خوابگاه پدرش رفت و او را كه به علت كسالت و تب ، در حال استراحت بود ، با شليك گلولهاى به سينه و گلولهء ديگرى به مغزش به قتل رساند ، درين قتل سيف بن سليمان و حمد بن احمد بن حمد بن سعيد و بشار بن مطير و عده‌اى ديگر با سالم شريك بودند و تا خوابگاه ثوينى او را راهنمائى كردند بدين ترتيب پس از كشته شدن سيد ثوينى نقشهء حمله به قطيف و جلوگيرى از گسترش قدرت وهابيها و آل سعود موقوف ماند . ( 4 ) . تاريخ مسقط و عمان ، پيشين ، ص 148 . ( 5 ) . فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 827 .