زين الدين محمود واصفى

513

بدايع الوقايع ( فارسى )

خود را و برادران و خويشاوندان خود را بدين درگاه كه قبلهء حاجتمندان است رساند . [ و له ايضا ] صد سال پيك چرخ برد رنج تا چو تو * در راه عشق پاك روى را دهد نشان دلهاى خلق مهرگيا سويت آورند * ز آنسان كه سوى خانه رود « 1 » مرغ خس‌كشان يعنى مرزبان زمانه و پهلوان فرزانه آنكه در دور گردون كس از چنبر او نجسته ، و در دهر بوقلمون كس از آفت او نرسته ، به طالع ميمون و بخت همايون ، از مثل و مانند و خويش و خويشاوند ممتاز است ، پهلوانى كه [ بيت ] : با موى شكافى خود ( 100 a ) از لاف به تنگ است * ز آن است كه چون استره دايم لب سنگ است صافى طبع روشن‌ضمير ، [ پهلوان ] درويش محمد كشتىگير به عنايت بىدريغ اختصاص يافته ، بداند كه مزاج مبارك همايون در كمال صحت و سلامت و رفاهيت و استقامت است و هيچ‌گونه مكروهى بر حاشيهء ضمير انور « 2 » نيست . بايد كه عنايت بىغايت را متوجه آمال و امانى خود دانسته ، پيوسته عرض حالت و سؤال حاجت لازم داند . [ و له ] ايضا : پهلوان نامدار و مرزبان روزگار لؤلؤ لالاء صدف مروت و تجديد « 3 » كوكب والاى « 4 » چرخ فتوت و تفريد آنكه آب سرچشمهء اخلاص از شمامهء

--> ( 1 ) - B : پرد ( 2 ) - A ، C : ضمير منير ( 3 ) - A ، C : تجريد ( 4 ) - A ، C : ولاى