زين الدين محمود واصفى

502

بدايع الوقايع ( فارسى )

بسته ، فرجى يك‌تاه « 1 » پوشيده ، بىكفش متوجه ميرزا « 2 » گرديد . [ و ميرزا ] پيش از فرستادن طيفور فرموده بود كه چند مشك شراب در حلق فيل ريخته بودند و او را مست [ طافح ] ساخته . چون پهلوان به نزديك « 3 » كرياس سدره اساس رسيد « 4 » ، فيل از قفاى اردو بيرون آمد و متوجه پهلوان شد . ميرزا فرمود [ بيت ] : هركه گردن به دعوى افرازد * دشمنى اين‌چنين بر او تازد و شمائيد كه مىفرموديد « تا آدمى چگونه بود » ، [ و ] از اين فيل مقدار « 5 » پشه اعتبار نگرفتيد ، اكنون از عهدهء او بيرون [ آئيد ] . پهلوان فرجى و دستار [ خود ] را درهم پيچيده پرتاب داد و آستين‌هاى پيراهن را تا به آرنج [ بر ] ماليد . و دامن پيراهن را در ته‌بندى [ كه بر ميان داشت ] محكم ساخت و يك پاى را پيش نهاد . فيل خرطوم خود را حمايل‌وار بر دوش پهلوان نهاد و در زير بغلش استوار گردانيد . فيل يك قوت كرد كه پاشنه‌هاى پاى پهلوان از زمين برداشته شد ، و [ يك ] قوت ديگر كرد « 6 » [ كه ] همين دو [ سر ] انگشت پايهاى پهلوان بر زمين ماند . انديشه كرد كه اگر [ اين ] فيل يك زور ديگر كند او را بر هوا برده بر زمين مىزند كه استخوان‌هاى او را لخت‌لخت مىسازد . پهلوان لنگر انداخت چنان كه هر دو كف پايش بر زمين قرار گرفت و ميل به زير شكم فيل نمود ، و به قاعدهء كشتى لنگ كمرى رسانيد كه فيل در گرديد و فيل‌بان خود را بينداخت و ميان پشت فيل بر زمين آمد « 7 » ، تو گفتى كه چهارستون در هوا

--> ( 1 ) - بقيهء نسخ : يك ته ؛ T : يك تا فرجى ( 2 ) - چنين است A ، C و بقيهء نسخ ، T : درگاه ( 3 ) - A ، C : متوجه ( 4 ) - A ، C : گرديد ( 5 ) - بقيهء نسخ ؛ برابر پشه ( 6 ) - B : ساخت ( 7 ) - T : اضافه دارد : پهلوان تنكرى غه ياپوشوب يا زنده فيل احمد جام مدد تيكورديب فيلنى گوتاريب انداق اوردى ؟ ؟ ؟ فيل نينك آرقاسى ير كاتيكيب تورت اياقى اسمانغه ستون بولدى