زين الدين محمود واصفى
463
بدايع الوقايع ( فارسى )
كردمش مجمع الغرايب نام * كه غريب آمد اين خجسته بيان عدد بيت او اگر طلبند * سال شمسى موافق است بر آن تا كه در عين ظاهرند اشباح * تا كه در علم ثابتند عيان باد ذات تو در جهان لايح * چون وجود ظهور در اكوان حكايت مولانا بنائى « * » در وقتى كه [ حضرت ] مولانا شيبانى خان ولايت خراسان را در تحت تصرف درآورد ، روزهاى جمعه بعد از نماز « 1 » در مسجد جامع ملكان مولانا بنائى « * » مجمعى مىساخت و طرح مجلسى مىانداخت . روزى در سر صفهء مقصوره رفتن خود را به عراق و اختلاط خود را به درويش دهكى و سلطان يعقوب به اين اسلوب حكايت نمود كه : چون از نزاكت طبع و انحراف مزاج امير عليشير « 2 » امكان سكون در بلاد خراسان متعذر شد ، هواى سير ملك عراق در تختگاه دماغ مصمم گرديد . و اين كلام سعادت فرجام « 3 » فى البديهه به زبان جارى شد كه : اگر محب حسينى و راست مىگوئى * مشو مخالف و آهنگ كن به ملك عراق چون به رباط احمد ميرك كه از هرات تا آنجا سى فرسخ [ است ] رسيده شد ، در دالان رباط از پى استراحت نشسته بوديم و طعامى تناول
--> ( 1 ) - T : بعد از نماز جمعه ( 2 ) - P : امير عليشير به اين كمينه ( 3 ) - B : سعادت به اين كمينه فرجام ، و ليكن T : و بو بيت بو كمينهء بىفرجام تيليدين جازى بولدى ( * ) س 9 ، 12 : مولانا بناى