زين الدين محمود واصفى

452

بدايع الوقايع ( فارسى )

بر مادى ايل طعن و تشنيعيدين هرىدا تو را آلماى « 1 » عراق غه باردى آندين « 2 » داغى اوشبورنك‌دا آوازه‌لار يباردى اما چون يكيت‌دور و قابل و كوب غربت و شكسته ليك تارتتى اميد بار كيم نفسى غه هم شكست يتميش بولغاى هرتقدير بيله بو مطلع آنينك دور مطلع : به سرمه آنكه سيه كرد چشم يار مرا * بسان سرمه سيه كرد روزگار مرا و مولانا بنائى « * » نيز به جناب مير عقيدهء غريبى داشته ، چنانچه از خاتمهء مجمع الغرايب كه به زبان عوام خراسانيان « 3 » گفته معلوم است . يك چند بيت از آن نوشته شد . و آن اين است : آن ملقب به صاحب الخيرات * المقرب به حضرت السلطان « 4 » مجمع الفضل ، مطلع الافضال * باسط العدل ، ناشر الاحسان « 5 » دافع الشر ، رافع الاسرار * قامع الكفر ، قالع « 6 » الطغيان آن امير على سير كاين وصف * صورت نام اوست در اذهان ( 86 b ) سبب اقتران هفت اختر * باعث امتزاج چار اركان ذات او پادشاه و مير لقب « 7 » * نام او پادشاه و شاه‌نشان « 8 »

--> ( 1 ) - A ، P : تور المدى ( 2 ) - T : اندا ( 3 ) - A ، C صفحه 136 b : خراسان ( 4 ) - A ، C ، P صفحه 127 b سلطان ( 5 ) - P : ناصر ؛ A ، C : باسط ( 6 ) - A ، C : قامع و مانع طبق معمول ( 7 ) - P ، C : پادشاه مير لقب ( 8 ) - ديگر نسخ : پادشاه شاه‌نشان ( * ) س 7 : مولانا بناى