زين الدين محمود واصفى

18

بدايع الوقايع ( فارسى )

شهر محرم سنهء ثمان عشر و تسعمايه « 1 » بود كه سر خيابان مضرب خيام رحلت انجام آن جماعت گرديد . و اين سفر در فصل ربيع بود كه لشكر بهمن دى را فريدون فروردين منهزم ساخته بود و از نفير و كوس رعد و ملتق صاعقه و برق زلزله در زمين‌وزمان انداخته ، ساربانان دوران شتران كوه‌كوهان تلال را از سقرلات فستقى سبزه جهاز پوشيده بودند و از جداول آب سيل در سر ايشان مهار مسلسل مىنمودند « 2 » ، و لاله‌هاى روزگار از براى نوعروسان بهار قماشهاى ملون « 3 » سبزه و رياحين را « 4 » براى بستر و جامهء خواب جهت عرض تجمل به روى دشت و صحرا گستردند و پخته‌هاى سحاب را به كمان ندافى قوس‌قزح برهم زده « 5 » از براى « 6 » آگين آوردند ، تيغ كوه كه از سبزه رنگ يافته بود سياف بهار آن را به صيقل برق تصقيل مىنمود و رخنه‌هاى آن را به جمرات لاله و پتك رعد آتش ( 6 a ) كارى « 7 » مىكرد ، بر كنارهاى آب چون پيكانهاى « 8 » غنچه و خنجرهاى سوسن و قبه‌هاى سپرهاى خطمى و نسترن زنگ خورده بود باد آب را در درون جويبار سوهان صفت گردانيد ، و باد كه فتنه‌انگيزى كرده لشكر سبزه و رياحين را برهم زده بود آب او را در درون زندان حباب به سياست حبس رسانيد ، مهندس هوا از نقطهء باران از براى طومار اطفال چمن بر صحيفهء آب دواير پركارى مىكشيد و طبرخون چون از رنج خون زبون گرديده بود فصاد برق او را رگها از مفاصل مىگشاد ، زمانه به زبان حال به اين « 9 » ترانه مترنم بود چنان كه گويد سلمان ، بيت :

--> ( 1 ) - اين سنه در همهء نسخه‌ها قيد گرديده است . ( 2 ) - A : مىنمود . ( 3 ) - A : + و . ( 4 ) - A : بجاى را ، « از » آمده است . ( 5 ) - : A + بود . ( 6 ) - A : ندارد . ( 7 ) - A : آتشكارى . ( 8 ) - A : پيكان . ( 9 ) - A : اين .