زين الدين محمود واصفى
406
بدايع الوقايع ( فارسى )
مجلس حاضر ساختند . در پيش ايوان عمارت ، بركه از سنگ مرمر بود كه رشك سلسبيل و غيرت حوض كوثر مىنمود . آن را پر از شربت قند گردانيدند . مشهور است كه در آن هشتصد كله [ قند ] به كار رفته بود . و قنادان نادره كار از شربتها و معجونها و برشها « 1 » و آچارها و ميوههاى قندى و پالودجات و فرنيات « 2 » لا يعد و لا يحصى ترتيب فرموده بودند . سلطان حسين ميرزا را باورچى بود ابو المليح نام ، شهرت تمام داشت كه در آن مجلس چهل الوان طبخ كرده بود [ كه ] هيچكس نام آنها را ندانسته بوده . از مولانا خليل صحاف كه اوراق و اجزاى صحيفهء محفل [ ميرك ] به شيرازهء كلام لطافت انجامش وابسته بود ، و به شكنجهء دليلات « 3 » و گرفت و گير برنده زبان و بيان بىنظير بىاندامان و ناهمواران مجلس اصلاح مىنمود ، منقول است ، نقل مىفرمود كه : [ در ] نماز ديگر روز چهارشنبه كه فرداى آن انعقاد مجلس مقرر شده بود ، خواجه مجد الدين محمد و مولانا عبد الواسع و فقير در گوشهاى نشسته بوديم و مطارحه و سامان بعضى امور مجلس مىنموديم . جناب خواجه به مولانا عبد الواسع فرمودند كه : مخدوما استظهارا حاضر وقت و واقف حال خود باشيد كه در بحر زخار مخاصمه و دجلهء خونخوار مجادلهء حريفان نهنگ سيرت و ظريفان اژدها طبيعت خواهيد افتاد . و فردا متوجه شما خواهند بود و شما را هرگز چنين معركهء عجيبى و مصاف مهيبى نيفتاده و نخواهد روى نمود . ان شاء اللّه كه به خير گذرد . مولانا عبد الواسع گفت : بر
--> ( 1 ) - برشتهها ؟ ، P : ترشها ، B 2 : ترشيها ( 2 ) - T : و نبات ليغ فلونيا فلارى ، B : فلونيات ، P : فرنيات پياپى ( 3 ) - Ct لبلاب A ، C : و شكنجه و لباف ( لياف ؟ ) و گرفت و گير و برنده زبان بىاندامان و بىنظير و ناهموار مجلس را ، نسخه شماره 1440 : لباب ، نسخ شماره 1843 و 8585 : لياف ؟ نسخه شماره 3392 : و شكنجه و لبلاب گرفت و كرد برنده زبان و بيان