زين الدين محمود واصفى

400

بدايع الوقايع ( فارسى )

[ بيت ] چون شد بيدار و خويش را خوش ديد * سرتاسر جامه خواب زركش ديد ظرفا و فضلا آن مقدار خنديدند كه مير صدر الدين يونس گريان از مجلس بيرون رفت . [ قطعه ] به ديدار مردم شدن عيب نيست « * » * و ليكن نه چندانكه گويند بس اگر خويشتن را ملامت كنى * ملامت نباشد « 1 » شنيدن ز كس منقول است از مولانا صاحب دارا كه فرمودند : روزى حضرت مير انگيز صحبتى داشتند ، جمعى از فضلا و شعرا و ندما حاضر بودند . به اين كمينه فرمودند كه : حضرت مخدومى استادى مد ظله العالى مدتى است كه مريض و صاحب فراش‌اند ، و اين فقير به عيادت نتوانست رسيد ، مىروى و مراسم عذرخواهى به تقديم مىرسانى . بعد از رفتن اين فقير طعام كشيده‌اند و بعد از طعام حضار مجلس را به خاطر رسيده [ باشد ] كه شايد حضرت مير را ( 73 a ) كثرت خوش نيايد و وحدت مطلوب باشد ، به حكم : فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ « 2 » در يكديگر نگاه كرده برخاسته « 3 » بيرون رفته‌اند . مير را خود آن‌روز « * * » داعيهء مصاحبت [ و مخالطت ] بوده ، آن جماعت كه بيرون رفته‌اند ، مير در اعراض و غضب شده گفته كه : هرآينه خانهء عليشير

--> ( 1 ) - P ، B : نبايد ( 2 ) - قرآن سوره 33 آيه 53 ( 3 ) - تمام نسخ : برخواسته ( * ) س 7 : پديدار مردم . . . ( * * ) س 20 : ميرزا خود آن‌روز