زين الدين محمود واصفى

14

بدايع الوقايع ( فارسى )

تا لطف ايزدى را باشد شمول بر « 1 » خلق * همواره باد لطفت بر خافقين شامل جواب قصيدهء رائيهء « * » سلمان ساوجى اين است : ساقيا همچون گل رعنا در ايام بهار * جام زر از بادهء گلگون دمى « * * » خالى مدار هست دودى ز آتش سوزنده قد افراخته « 2 » * بىنهال قامتت سرو سهى در لاله‌زار در تلاش افتاده‌اند اوراق گل بر روى هم * باد گويا خاك پايت كرده در بستان « 3 » نثار غنچه خون‌آلوده پيكانى بود بگرفته رنگ * ديده تا لعل « 4 » از دهانت در چمن اى گلعذار لاله در هاون چه حاجت مشك سايد چون صبا * مىوزد در گلستان از خاك پايت مشكبار بر كنار رودها در « 5 » سايه‌هاى برگ بيد * ماهيان جولان‌كنان در آب بينى صد هزار لاله دارد گرچه دايم كاسه‌اى در سر ولى * نرگس بيمار صفرا كرده از رنج خمار « 6 » بر كنار جو چو خنجرهاى سوسن رنگ يافت * باد سايد آب را سوهان‌صفت در جويبار از درون بيضه طوطى بچه‌ها سرزد برون * ميوه‌هاى سبز چون گشت از شكوفه آشكار ( 5 a )

--> ( 1 ) - A : با . ( 2 ) - A : افروخته . ( 3 ) - A : كرد در بوستان . ( 4 ) - A ، P : ديده را دور . ( 5 ) - A ، P : خويشتن از . ( 6 ) - اين بيت فقط در A و P موجود است . ( * ) س 3 : رايه ( * * ) س 5 : گلگون و مى