زين الدين محمود واصفى

335

بدايع الوقايع ( فارسى )

مجد و رفعت ساعت‌به‌ساعت به درجهء سعد مىرسيد . عقل - كه ناصب رايات تجارب است - آستان رفعت او را محاذى كيوان مىتافت « * » ، و عقاب همت به هم‌پروازى نسرين چرخ مىشتافت . در مجلس اول - كه عتبهء عليه قدسى نشان قدوسىآشيان به لب ادب و اخلاص مقبل و ملثوم گرديد - جناب فضايل‌مآب كمالات اكتساب مولانا قتيلى - كه به انوار نجوم « 1 » علوم و احكام و انظار شموس فضايل و اكرام مستسعد بود ، و آثار ادوار سعدين به اطوار سعادت منقبتش مقترن مىنمود ، و بر ساير فضلا كه در حوزهء محفل عالىمرتبه جلوس داشتند ، رتبهء تقدم داشت - حاضر بود . فقير قصد آن نمود كه او را بر خود مقدم داشته از او فروتر نشيند ، وى نيز طريق تواضع مسلوك داشته فقير را به زور و تكليف بر خود گذرانيد . حضرت سلطنت‌مآبى را تردد شد كه مگر مولانا قتيلى در تقدم اين فقير مضايقه‌اى دارد و طريق عناد و استكبار مىسپارد ، و اين آيت كريمه بر زبان آن پادشاه ذىجاه جارى گرديد كه : إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ « 2 » ؛ و به نظر خشم متوجه وى شد . فقير گفتم : شاها ! شهريارا ! تا تقدم آفتاب منير بر ماه و ساير نجوم فلك مستدير معين است ، تقدم ذات عالى سمات در مجلس ابهت و عظمت و محفل سلطنت و شوكت [ بر ] جميع خواقين عالىمقدار و سلاطين جم اقتدار مقرر باد ، و تنزل « 3 » اعادى جاهت در صف نعال زير دست ارذال « 4 » در مقام پايمال و بال مقدر . بر ضمير منير پوشيده نماند كه مولانا قتيلى در تقديم اين كمينه بر خود كوشش نمودند ، نه در تقديم خود بر اين فقير . حضرت سلطانى منبسط گرديده فرمود كه : هرآينه از امثال شمايان

--> ( 1 ) - A ، C : بحر ( 2 ) - قرآن سوره 16 آيه 23 ( 3 ) - A : منزل ( 4 ) - A ، B ، B 2 : ارازل ( * ) س 2 كذا ، شايد : محاذى كيوان مىيافت