زين الدين محمود واصفى
334
بدايع الوقايع ( فارسى )
به معذرت ارسال نمود . توقع از مكارم اخلاق آنكه اگر بر سهوى و زللى و خطائى و خللى اطلاع يابند ، در نكتهگيرى نكوشند و به ذيل عفو و اغماض بپوشند . ديگر ابواب بندهنوازى مفتوح داشته دربارهء اين فقير آنچه مناسب باشد عنايت دريغ نفرمايند . دولت دارين ميسر باد ] . چون اين عرضه داشت و مكاتيب به عرض [ حضرت ] سلطان دينپناه و نواب درگاه سپهر اشتباه رسيد ، محرك سلسلهء محبت و و داد گرديد و شعلهء نايرهء شوق را مشتعل گردانيد . * * * جهت ابو سعيد سلطان مكتوبى و به نام اكابر سمرقند نشانى مرقوم خامهء دربار گوهر نثار منشيان درگاه عالمپناه گرديده ، مصحوب حاجم ترخان « 1 » تركستانى به سمرقند آمد . ابو سعيد سلطان ، خواجه آفاق وزير را فرمود كه يراق و ساختگى نموده ، اين كمينه را به كرياس سدره اساس سلطنتمآب معدلت نصاب مكرمت شعار عاطفت دثار صاحب آيات النصفة و العداله ناصب رايات السلطنة و الاياله المختص بعواطف ملك المنان ؟ ؟ ؟ محمد سلطان رسانند . به حكم الأرواح جنود مجنّدة فما تعارف منها أئتلف ، و ما تناكر منها اختلف ، لطف و عنايت آن شاه جمجاه به اين خاك راه مانند شير و شكر و مثل نور و قمر درآميخت . [ بيت ] : هرشاديى « * » كه چرخ ز ما فوت كرده بود * آن را به يك ( 62 b ) لطيفه قضا كرد روزگار ماه منجوق اعتبار و معالى روزبهروز متعالى مىگرديد و كوكب
--> ( 1 ) - A ، C : صفحهء a 110 : حاجم خان ( * ) س 19 : هرشادى