زين الدين محمود واصفى
328
بدايع الوقايع ( فارسى )
بندگان صادق الاخلاص قديم الاختصاص مىباشد ، هيچ عجيب و غريب نيست . مصراع : سليمان را به آن حشمت نظرها بود با مورش « * » . [ بيت ] : از آنطرف نپذيرفت جاه او نقصان * و زين طرف شرف روزگار ما گرديد « 1 » ايزد تعالى و تقدس اين پادشاه دينپناه را سالهاى بسيار و قرنهاى بىشمار بر فراز تخت بخت پاينده و مستدام داراد . بعد از ورود « 2 » حكم همايون شرايط تعظيم و تكريم بهجاى آورده ، كمر خدمت بر ميان جان بسته ، مور صفت خود را مىخواست به پايهء سرير سليمانى « 3 » رساند . اما به واسطهء [ حصول ] يك چند امر ضرورى كه در پايهء سرير [ اعلى ] اين كمينه را از اهم مهمات است ، چند روزى توقف ضرورت بود . بنابرآن به تقبيل آستان سپهر ارتقاى عرش اعتلا تعجيل ننمود . ظل ظليل عاطفت و رأفت لا يزال باد . [ نظم ] : اميدوار چنانم كه فيض فضل ازل * هميشه كام ده شاه كامران باشد به قد دولت او خلعتى بيارايد * كه عطف دامن او ملك جاودان باشد اين مكتوب به عالىجناب صدارتمآب شيخ العالم شيخ نوشته شد : اى صدر جاه روشن از نور احترامت * طغراى فتح و دولت توقيع مشك فامت بدايع آيات مجد و كرامت و طلايع رايات صدارت و شهامت عالى جناب معالى انتساب صدر العالى « 4 » معاذ الاعاظم و الاعالى مالك ازمة المجد
--> ( 1 ) - A ، C : گردد ( 2 ) - A ، B 2 : ورد ( 3 ) - A ، C : سرير اعلى ( 4 ) - A ، C : الاعالى ( * ) س 2 : نظرها بود بمورش