زين الدين محمود واصفى

266

بدايع الوقايع ( فارسى )

نمىنمود « 1 » ندانم كه از وزيدن باد امواج بر روى ريگ نمايان شده بود ، يا استخوانهاى پهلوى گمگشتگان از زير پردهء غبار مىنمود ، يا خود گوئى كه اديم زمين از شدت تاب آفتاب درهم خزيده ، از تجرع خون لب‌تشنگان تلخكام آن زمين روى درهم كشيده . [ بيت ] مگو كه قطع بيابان عشق آسان است * كه كوههاى بلا ريگ اين بيابان است گاهى از صعوبت حرارت ، سايه در زير خار مغيلان مسكن كرده بود ، و گاهى از غايت اضطراب خود را در چاه افكنده . [ بيت ] آهو كه در آفتاب مىگشت * با روغن خود كباب مىگشت القصه به همراهى بدرقه الهى « 2 » از آن بيابان نامتناهى ، به سلامت به ولايت تركستان رسيديم . در اين راه به مدح و منقبت امير عرب اين غزل ترتيب يافت . اين است : يا من على الخلايق بالعز و النسب * مولى ملوك ترك و عجم سيد عرب رايت سراى « 3 » دايرهء شرع را مدار * سعى تو فتح لشكر اسلام را سبب سرسبز ساختى چمن شرع ز آب لطف * خاشاك كفر « 4 » سوختى از آتش غضب بر خاك درگه تو سلاطين روزگار * هرسو نهاده روى نياز از ره ادب سلطان اوليائى و برهان اتقيا * قطب زمان و غوث جهان شد ترا لقب

--> ( 1 ) - B : اب نمىنمود ؛ T : اوزكا حباب كورونماس ايردى ( 2 ) - A : خداوندى ( 3 ) - T , P , B 2 , B : بقاى ( 4 ) - C , A : خاشاك‌وار