زين الدين محمود واصفى
264
بدايع الوقايع ( فارسى )
مفارقت و سبيل مباعدت از آن عتبهء فلك مسير ، عرش نظير مخلصى نيافت « * » . [ بيت ] به زخم سنگم از كويش فلك آواره مىسازد * فلاخن از مه نو ، سنگ از سياره مىسازد و حضرت مخدومى استظهارى افتخارى سيد شمس الدين محمد را مدت مديد بود ، كه داعيهء تقبيل آستان فلكآشيان عالىجناب نقابت انتساب سياح « 1 » مضمار الحقيقه بازمة التّحقيق ، غواص بحار الطريقة باعانة التّوفيق سلطان الاوليا برهان الاتقيا قطب الاوتاد و الاقطاب امير سيد عبد اللّه الملقب به امير عرب كه در ولايت تركستان در بلدهء صبران توطن داشتند ، مصمم گرديده بود . اما اين كمينه بر آن بود [ كه ] سفر حجاز و روى آوردن به كعبهء نياز و قبلهء نماز انسب و اولى مىنمايد . و در مطارحه و مذاكرهء اين بوديم كه طالب علمى درآمد و در دست وى ديوان حضرت حقيقت پناهى ، نور الملة والدين ، مولانا عبد الرحمان جامى بود . و از براى همين مقصود و حسب الحال گشاده شد . اين بيت برآمد كه : جامى از ملك خراسان چه كنى عزم حجاز * چون ترا كعبه « 2 » مقصود به تركستان است بر همين قرار يافته ، از [ حضرت ] عبيد اللّه خان رخصت حاصل كرده ، متوجه تركستان شديم . اين سفر در وقتى بود كه خسرو خاور در برج سرطان سرادقات اجلال زده بود [ و ] از غايت شدت حرارت از قرون ثور حمل تمناى استظلال مىنمود . گاهى آرزوى آن مىبرد كه از بهر دفع گرما در دلو فلك
--> ( 1 ) - C . A : سيار ( 2 ) - C , A : قبلهء ( * ) س 1 : فلك ميسر ، عرش نظير مخلصى نيافت .