زين الدين محمود واصفى
263
بدايع الوقايع ( فارسى )
[ 10 ] گفتار در رخصت طلبيدن از عبيد اللّه خان « 1 » و توجه نمودن به ولايت تركستان چون تواتر الطاف و تكاثر اعطاف عالىحضرت خاقانى سليمان مكانى ابو الغازى عبيد اللّه بهادر خان به اين كمينه ، ساعة فساعة بل لحظة فلحظة مانند دولت روزافزون و اقبال سعادت مقرونش در ترقى و تزايد بود ، و سحاب مكرمتش به امطار عنايت طراوت و نضارت « * » رياحين بساتينمآب و آمال مىافزود ؛ صرصر حسد نايرهء كين در كانون سينهء ارباب عداوت بر مىافروخت « 2 » و خرمن صبر و طاقت ايشان را به تمام بسوخت . [ بيت ] توانم آنكه نيازارم اندرون كسى * حسود را چه كنم كو به خود به رنج در است بمير تا برهى اى حسود ( 47 a ) كاين رنجى است * كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست بريد انديشهء فكرتپيشه به اطراف و اكناف عالم تدبير شتافت ، بجز طريق
--> ( 1 ) - از اينجا نسخه B 2 باز با خط اصلى شروع مىشود ( 2 ) - A : برافروخت ( * ) س 8 : نظارت