زين الدين محمود واصفى
212
بدايع الوقايع ( فارسى )
ايشان حتى الغاية ، مبالغت مبذول نمودند ، و بعده پرسيدند كه حالا در ملك خراسان فارس مضمار سخنورى و حارس ميدان فضيلتگسترى كيست ؟ گفتند كه : مير حاج قصيدهگوىاند كه انسى تخلص مىفرمايند و همهء شعراى قصيدهگوى پيش ايشان دست تسليم بر سينه دارند و خود را پيش ايشان از جملهء كمينه شاگردان مىشمارند . خواجه فرمودند كه : از اشعار ايشان به خاطر بوده باشد . گفتند كه : ده غزل از غزلهاى غراى خسرو دهلوى را جواب فرمودهاند و آنها به اين فقير همراه است . چون آن غزليات را ياران شنيدند ، نعرهء الاحسن از ضمير قلب « 1 » بركشيدند . بعده خواجه گفتند كه : چهل روز است كه ياران ما مشق شعر مىكنند و ورزش رسانيدهاند ، مناسب چنان مىنمايد كه آن غزلها را نيز تتبع نمايند . و اين غزليات كه اين كمينه تتبع نموده اين است كه مذكور مىگردد : خسرو راست « 2 » ملكت عشق ملك شد از كرم الهيم * پشت من و پلاس « 3 » غم اينت لباس شاهيم « * » قاضى شرعم « 4 » ار كشد بهر بتان روا بود * خاصه كه آب ديدگان داد به خون گواهيم تو گل و باغ بين كه من در تك چاه محنتم * تو مى و نقل خور كه من بر سر تا به ماهيم بود ز عقل پيش از اين باد غرور در سرم * در قدم تو خاك شد اينهمه كج كلاهيم
--> ( 1 ) - P : از صميم دل ( 2 ) - اسامى سرايندگان غزلهاى زير فقط در نسخهء T درست و مرتب آمده است ( 3 ) - P و تمام نسخ ديگر : لباس ( 4 ) - T عشقم ( * ) س 15 : پشت من و لباس غم اينست لباس شاهيم