زين الدين محمود واصفى

213

بدايع الوقايع ( فارسى )

وقف خيال تست جان از پى آن خورم غمش * من كه و اين عمارتم گر تو خراب خواهيم شد سيهم ز عشق رو گريه به درد از آن كنم * گريه چه سود چون ز رخ شسته نشد سياهيم همره خسرو است و بس تا به عدم وفاى تو * شكر كه عقل بىوفا ماند ز نيمراهيم * * * انسى راست : ملك سخن مسلم است « 1 » از كرم الهيم * از بر عشق مىرسد خلعت پادشاهيم بادهء خوشگوار من اشك عقيق گونه‌ام * نغمهء « 2 » جانگداز من نالهء صبحگاهيم كشور نامراديم زير نگين درآمده * خسرو تخت محنتم لشكر غم سپاهيم فكر دهان تنگ تو كشت مرا چه كم شود * گر « 3 » به تبسمى كند لعل تو عذرخواهيم چشمهء آفتاب من عارض تست دور از او « 4 » * همچو هلال يكشبه بر سر تا به ماهيم در ره او چو انسيم روى نياز بر زمين * جز به‌همين نمىرسد دعوى رو به راهيم « 5 » من كه ز زلف كفر تو در ظلمات حيرتم * نيست بجاى خويشتن دعوى دين پناهيم

--> ( 1 ) - B 2 : ميسر است ( 2 ) - P : ناله ( 3 ) - T : كو ( 4 ) - B 2 : از آن ( 5 ) - در B اين بيت نيست .