زين الدين محمود واصفى

201

بدايع الوقايع ( فارسى )

ز زخم ناخنم هرقطره خون كز سينه مىافتد * مرا ياد از شرار تيشهء فرهاد مىآيد به صد فرياد جانها همره باد است در كويت * نپندارى كه اين فريادها از باد مىآيد « 1 » چه دور اندازى اى نامهربان از خود دل ما را * چو مىدانى كه او در هركجا افتاد مىآيد چو سگ افغان برآرد گوئى اينك واصفى آمد * ترا شبها بدين تقريب از من ياد مىآيد غزل « 2 » چو صانع ازلى حسن را اساس نهاد * اساس حسن تو بر لطف بىقياس نهاد طريق حسن ادب آن كسى نكو داند * كه سر به پاى سگ تو به التماس نهاد ز تيغ جور تو هرسر كه بر زمين افتاد * رخ نياز به راهت پى سپاس نهاد تو عين لطفى و محض كرم ، نمىدانم * كه ايزد از تو چرا در دلم هراس نهاد مرا چه غم ز خرابى دل كه خسرو عشق * در اين خرابه ز غم گنج بىقياس نهاد تو گنج حسنى از آن روى خارن تقدير * طلسم زلف به روى تو بهر پاس نهاد

--> ( 1 ) - در B 2 جاى اين بيت با بيت قبلى عوض شده است ( 2 ) - در B 2 اين غزل با غزل بعد جابجا شده است .