زين الدين محمود واصفى

172

بدايع الوقايع ( فارسى )

برگهايش نگر آنگه قدحش را به ميان * كه نشان مىدهد از ماه و ثريا نرگس « 1 » دايم از پنبه به لب آب چكانند او را * مىكند متصل از ضعف چو صفرا نرگس گشت ظاهر به ميان رمهء سبز چمن * همچو موسى به عصا و يد بيضا نرگس هست چون صبح نخستين شده يك نيزه بلند * و اين عجبتر كه به مهر آمده پيدا نرگس « 2 » همچو نوباوه بران در طبق نقره نهاد * وقت گل يافت چو زردآلوى اعلى « 3 » نرگس با شكوفه به جهان ميوه ندارد كس ياد * ننمايد به جهان اين عجب الا نرگس شعلهء نارونى « 4 » و پنبه مشعبدآسا « 5 » * جمع كرد اين دو سه اضداد به يك جا نرگس مرهمى ساخته ز ابريشم سبز و به سرش * كهربا را به صدف كرده مثنى نرگس پنبه از گوش برآورده و مىدارد چشم * كه به وصف تو كند اين غزل اصغا نرگس

--> ( 1 ) - اين بيت در A نيست ، در B 2 مصراع اول چنين است : برگهايش نگر آنگاه قدش را بميان ، در C : برگهايش نگر آنكه كه قدش را بميان . ( 2 ) - اين بيت در C و B 2 نيست . ( 3 ) - T و B : زردآلوى رعنا ( 4 ) - A : بى ( 5 ) - T : مشعبد آثار P : سخن ؟