زين الدين محمود واصفى

145

بدايع الوقايع ( فارسى )

و طرح جشنى انداخت . چون مخاديم تشريف آوردند ، گفت كه : جناب مولانا واصفى از براى اين كمينه مطلعى فرموده‌اند ، بسيار خوب واقع شده و آن مطلع را خواند . بعد از آن گفت كه : ابو يوسف سكاك خراسانى در اين زمستان ، در شهر سبز به اين كمينه مصاحب « 1 » بود . هميشه نقل مجلس ما نقل فضايل و كمالات شما مىبود ، و حكايت [ تعلق ] شما را به شيخ‌زاده ، و تعريف درس مولانا عصام الدين ابراهيم و شاگردان ايشان ، و نزاع و خصومت شما به حضرت ملا « 2 » و شاگردان ايشان ، ورد زبان ( 32 a ) داشت ؛ و به غير از اين هيچ حكايتى خوش نمىآمد . شنيده هرچند مكرر مىشد خوشتر مىآمد . حالا به حكم آنكه ، مصراع : حكمت شنيدن از لب لقمان صوابتر اگر آن « 3 » داستان را از ملازمان استماع نمايم ، هيچ نسبتى ندارد . حضار مجلس متوجه شنودن آن حكايت شدند ، اين‌چنين معروض داشته شد كه : چون امام الزمان و خليفة الرحمن محمد شيبانى خان را فتح خراسان ميسر شد عالىجناب افادت‌مآب معالى نصاب ، افاضل‌پناه مكارم دستگاه ، قدوة العلماء المتجردين زبدة الفضلاء المتفردين ، كشاف معضلات الدقايق حلال مشكلات الخلايق ، جامع العلوم و الحكم قدوة العلماء فى العالم « * » ، مجمع الاصول و الفروع حاوى المعقول و المشروع ، مبين قوانين العلم و الكمال مدون تداوين الفضل و الافضال ، المختص بعواطف الملك العليم مولانا عصام الدين ابراهيم را - [ كه ] به حكمت دقت نظر صايب تحرير ، و آداب البحث منطق جيد تقرير « 4 » ، طايفهء تلامذه را و زمرهء طلبه را به حظ اوفى و بهرهء اوفر

--> ( 1 ) - A : مصاحبت ( 2 ) - T : مولانا مشار اليه ( 3 ) - A : اكنون ( 4 ) - T : پاكيزه تقرير . A : صد تقرير . C ، B 2 : متقييد تقرير ، B : چند تقرير ( * ) س 16 : قدوة العلماء المتجرين