زين الدين محمود واصفى
146
بدايع الوقايع ( فارسى )
رسانيده ؛ دم از نفحات طيبات إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ « * » مىزدند ؛ و هميشه حسن افادت و تفهيم و لطف بلاغت و تعليم [ ايشان ] در بيان معانى سبب عقايد همگنان گرديده بود - در مدرسهء پادشاه مغفور مبرور ميرزا شاهرخ - كه در پاى حصار شهر هرات واقع است - مدرس گردانيدند . طالب علمان رشيد - كه انوار استعداد از جبههء شمسية اللمعات ايشان صريح و روشن ، و آثار رشد ترقى از حواشى اوراق روزگار ايشان ظاهر و مبرهن بود - صرف عنان « 1 » ارادت به نحو ملازمت درس آنجناب لازم داشتند ؛ و قصاراى همت بر استفاضه از ضمير محيط آئين آن حضرت - كه جامع فصول حكمت الهى « * * » و مصباح انوار حقايق نامتناهى بود - برگماشتند . كواكب ثواقب سپهر صباحت ، و نجوم لطافت لزوم فلك ملاحت ، يعنى خوبرويان نازنين شهر هرات - كه ايشان را قابليت كسب كمال بود - به درس آن عالىحضرت - كه سپهر سعادت و كمال عبارت از آن تواند بود - ثرياسان مجتمع گرديده بودند . در ميان ايشان شيخزادهاى بود در غايت حسن و جمال و در نهايت فضل و كمال ، حاشيهء مطالع مطالعه مىكرد ؛ و طوالع سعود قابليت عاقبت محمود او بطالع مسعود شرف طلوع يافته بود ؛ و به مفتاح كرامت ( 32 b ) ابواب تصرفات در جميع علوم ، بىتوسل متوسطى ، بر جبين استعدادش گشاده مىنمود ؛ [ مصرع ] : اى تو مجموعهء خوبى ز كدامت گويم نسبت او به ديگران چون نسبت ماه به كواكب بود ، يا مثل نسبت آفتاب به ماه مىنمود . اين فقير به عشق او گرفتار شده بود و به حكم : من عشق و كتم و عفّ فمات فهو شهيد . در اخفاى آن كما ينبغى سعى مىنمودم . اما
--> ( 1 ) - A : عيان ( * ) س 1 : قرآن سوره 3 آيه 30 ( * * ) س 8 : آلهى