زين الدين محمود واصفى

142

بدايع الوقايع ( فارسى )

دهان تنگ تو بر صفحهء رخت ميم است * بياض حلقهء آن ميم رستهء دندان « 1 » [ بيت ] اى خضر از دهن او چه نشان مىطلبى ؟ * هيچ من مىطلبم چشمهء حيوان از تو ؟ مولانا نورى نيشاپورى اين بيت حضرت مخدومى خواند و همگنان را « 2 » مهر خاموشى بر « 3 » دهان ماند : جان وقف « * » مصحف رخ تست اينك آن دهان * بهر لزوم وقف به سرخى نوشته ميم مولانا امامى در تعريف بينيش اين بيت خواند كه : بينى « 4 » دلفريب تو بر عارض چو سيم * انگشت مصطفى است كزو ماه شد دو نيم بيتى كه مشتمل [ است ] بر تشبيه مركب از خاطر اين فقير حقير سر برزد . لمؤلفه : به صفحهء رخت ابرو و بينى و دهنت * ترا به دلبرى و حسن ، نام كرده عيان بعد از آن ، آن جوان پرىصفت از نظر مردم غايب گرديد و اين فقير را حالت غريبى دست داد . لباس صبر و شكيب را بر قامت عقل پاره ديدم و از مصاحبت ناموس و نام و طاقت و آرام خود را بر كناره كشيدم و به هريك از ياران كه رو آوردم ، مىگفتم و گوهر راز « 5 » مىسفتم كه ،

--> ( 1 ) - A اين بيت را ندارد ( 2 ) - P : در اين ماده ( 3 ) - A ، P : در ( 4 ) - فقط در T ، ديگر نسخ : ابروى ؛ در نسخه‌هاى شماره 1440 ورق b 47 و 1259 ورق b 54 در حاشيه « ابروى » به « بينى » تصحيح شده است . ( 5 ) - A : رازى ( * ) س 8 : وقت