زين الدين محمود واصفى
123
بدايع الوقايع ( فارسى )
بر آستانهء شه خانهگير ، تا گردد * ترا گشادن منصوبهء فلك ، آسان شهى كه تختهء نردش بود سپهر برين * بر آن ز كوكب و سياره ، مهرههاست روان بسان دانهء خصل اى شه حميده خصال * نگر « 1 » به هرطرف افتاده كوكب رخشان بود دو ديدهء خصمت چو كعبتين سفيد * چو خالها ز خدنگت بر او نموده نشان به كار خصم تو ، نبود گشاد ، گر باشد * گشادبازى نرد است و صد خطر به ميان بود به ششدر غم مهرهء مراد عدوت * بسان طاس ز حيرت گشاده مانده دهان چو كعبتين كه افتد به طاس ، خصمت را * به حلق و كام روان باد رشتهء دندان « 2 » لغز شطرنج اى دل كدام عرصهء جنگ است و كارزار * كانجاست صبح و شام به يكديگر آشكار از هرطرف دو صف بههم آوردهاند روى * يك پادشاه روم و يكى شاه زنگبار دارند هركدام وزيرى كه در نبرد * باشند هريكى به يكى بند استوار
--> ( 1 ) - A : مگر ( 2 ) - در نسخهء A لغزهاى بعدى به استثناى لغز قلم وجود ندارد .