زين الدين محمود واصفى
120
بدايع الوقايع ( فارسى )
به درجهاى است كه از مشهد على موسى رضا تا خراسان - كه عبارت از هراة است - شصت « 1 » فرسنگ است ، و راه است در كمال درشتى ، در دو روز آن راه را پياده طى نموده « 2 » . در شناورى قدرت او به مثابهاى است كه يك نوبت فريدون حسين ميرزا در باغ زاغان فرمود كه هردو دست او را با دو پايش بسته ، او را « 3 » مثل گوى ساخته در حوض انداختهاند ؛ از نماز پيشين تا نماز شام در آن حوض شنا مىكرده « 4 » . و حافظ خوشخوانى است ، و قرآن را در آهنگى مىخواند كه هيچ حافظ بلندخوانى با وى يك عشر نمىتواند خواند . و شاگرد مولانا حسين واعظ است ، [ كه ] مولانا مذكور در تعريف وى چنين فرمودهاند كه : ميان ما و او در وعظ همين فرق است كه او خوش آواز است و من خوشآواز نيستم . مقلدى است كه به تحقيق پيوسته در اين فن « 5 » هرگز مثل او نبوده . در معما شكافى به مرتبهاى است كه هر معماى مشكلى كه مىخوانند ، نام ناگفته مىشكافد . و سريع الكتابتى است كه در يك روز كافيه و شافيه و شمسيه را نوشته ، بر وجهى كه اصلا در وى غلطى پيدا نشده . در مصابرت بر جوع به حدى است كه ده روز روزه مىدارد كه در اين ايام روزه نمىگشايد . و بديههء او در شعر به مرتبهاى است كه هراستاد پهلوان قصيدهء غرائى را كه فرمايند كه پنجاه يا شصت بيت باشد « 6 » ، در يك شب جواب مىگويد ، بر وجهى كه هيچ بيت وى از معنى خاص يا خيال [ خاص ] يا تشبيه خاص خالى نيست . امير نجم گفت : حالا اين بىمثل عالم و نادرهء زمرهء بنىآدم در كجاست ؟ گفتم : در سمرقند [ است ] . فرمود كه : البته كس فرستيد و او را طلب نمائيد كه در قتلعام
--> ( 1 ) - A : شصت و پنج ( 2 ) - A : طى كرده ( 3 ) - A : هردو دست او را بربسته با دو پايش نيز بسته ( 4 ) - B 2 و C : تا نماز ديگر شنا مىكرده ؛ B ، P : تا نماز ديگر شناورى كرده ؛ T : تا نماز ديگر غه چه شناور ليك قيلور ايردى ( 5 ) - نسخ ديگر : شيوه ( 6 ) - P : مىباشد