زين الدين محمود واصفى
105
بدايع الوقايع ( فارسى )
در آب و آتشم از فكر حجره و شترى * كه باد مرگ شتر حجره هست خاك درن بود به حجرهء خاكم شتر چو باد ولى * شتر به حجره چو آتش به آب بس دشمن شترسوار چو باد آمدم به حجرهء خاك * به آب حجره ز آتش شتر گشاده دهن به خاك حجره شتر آب خوش نيافت كه هست * شتر به حجره ز آتش چو باد در شيون شتر ز آتش دل باد حجره كرد سموم * به خاك حجره شتر ز آب فم شكفت سمن ز آب چشم شتر حجره زان نشد بر « 1 » باد * كه خاك حجره شد از آتش شتر متقن چو آب و باد بلا برد حجره « 2 » و شترم * به خاك حجرهام آتش نگر شترگردن ز باد و آب شتر حجره بين ز موج حباب * شتر به قهر چو آتش به خاك حجره فكن شتر چو باد بران آب جو ز حجرهء جان * كه ز آتشين شترش خاك حجره شد گلشن به بادپا شترش حجره آتشين دل ماست * به خاك پاى شتر و آب « 3 » حجرهء ذو المن چو بادپا شترش آب حجره دلكش و هست « 4 » * ز آتشين شترش خاك حجرهام روشن
--> ( 1 ) - T : پس ( 2 ) - T : حجرهء شترم ( 3 ) - T : شتر آب ( 4 ) - T ، B ، 649 ، B : دلكش است