زين الدين محمود واصفى
106
بدايع الوقايع ( فارسى )
شها مرا شتر و حجره شد در آتش و آب * به بادپا شترم ده به خاك حجره وطن به حجرهام شترت همچو آتش آمد و باد « 1 » * ز آب جوى شتر خاك حجره شد چو چمن ز خاك حجرهء خصم آب يك شتر بگذشت « 2 » * به حجرهء شترش باد و آتش است دشمن « * » به دوستت شتر بادپا و حجره و آب « 3 » * به خصم حجره و آتش بود چو خاك كهن به حجره خصم شتر دل به خاك رفت چو آب * شتر چو آتش و باد آر و حجرهاش « 4 » بشكن شتر ز حجره بران خاك خصم ده بر باد * كه آتشين شترش برد آب حجرهء من شتر چو آتش و باد آورى ز حجره كه ساخت * به خاك حجره ز آب عرق شتر جوشن ( 26 H ) چو واصفى شترش آب ده به حجرهء خاك * شتر ز باد و ز آتش به حجره كن مأمن هميشه تا شتر و آتش است و حجره و خاك * شتر ز باد و ز آب است [ و ] حجره مستحسن عدوى حجرهء پرآب و بادپا شترت * به خاك باد شتر حجره آتشين گلخن
--> ( 1 ) - T : آمده باد ، C : آمد و آب ( 2 ) - T : يك دست ( 3 ) - T : به دوستت شتر باده باد حجرهء آب ( 4 ) - در همه نسخ بجز A و P : باد آرد حجرهاش ( * ) س 6 : كذا