زين الدين محمود واصفى
95
بدايع الوقايع ( فارسى )
به اسم ولى هندوى زلف او ز بد كيشى * گوش بگرفت و گفت درويشى چون اين منشآت به اتمام رسيد و اين معميات شكافته گرديد ، اهل مجلس همه انصاف دادند و زبان به تحسين و آفرين گشادند و گفتند : هرگز مثل اين امرى نديدهايم و نشنيدهايم ، إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ ( 24 b ) مُبِينٌ « * » مولانا فتح اللّه استرآبادى فرمودند كه : ما امر غريب ديگر از وى مشاهده كردهايم كه در زمان محمد شيبانى خان ، در شهر هرات در خانهء امير محمد صالح كه امير الامرا و ملك الشعراء سلسلهء خان شيبانى « 1 » بود ، جمعى از اجلهء شعرا و اعزهء فضلا حاضر بودند . امير مذكور به مولانا بنائى گفتند كه : ما را به بعضى از مخاديم سابقهء معرفتى نيست ، اگر ايشان را تعريف و توصيف نمايند تا در « 2 » تعظيم و اختلاط ايشان تقصير و تقاعدى واقع نشود ، مناسب مىنمايد . مولانا بنائى فرمود و اشارت به اين كمينه كرد كه : مولانا واصفى ايشانند كه صاحب خمسهء محيرهاند كه تعريف آن به عرض شما رسيده بود ، و قصيدهء شتر حجرهء كاتبى را جواب فرموده و در هربيت عناصر اربعه را زياده كرده ، و غزلى گفتهاند كه در چهار بحر واقع شده و لغزى فرمودهاند كه آن « 3 » هم لغز است هم معما ؛ و قصيدهء چار در چار عبد الواسع جبلى را كه حضرت مخدومى حقيقتمآبى نور الدين عبد الرحمن جامى ، قدس اللّه سره السامى ، در بهارستان بر اين وجه تعريف فرمودهاند كه : از آنوقت كه آن [ قصيده بر ] صحيفهء « 4 » ظهور آمده تا غايت هيچكس از عهدهء جواب آن كما ينبغى بيرون نيامده ، بدين نوع جواب فرموده « 5 » كه به طريق صنعت اشتقاق ، از وى غزلى
--> ( 1 ) - P : شيبانى خان . ( 2 ) - A : و توصيفى يا در . ( 3 ) - A : كان T ، B : كانه . ( 4 ) - C ، B ، B 2 : بر صفحهء . ( 5 ) - P : فرمودهاند . ( * ) س 5 : قرآن ، سورهء 5 ، آيهء 110