زين الدين محمود واصفى

96

بدايع الوقايع ( فارسى )

استخراج مىبايد و از آن غزل به طريق صنعت مذكور رباعى و مطلعى « 1 » مستخرج مىگردد كه هرمصرع آن معمائى است ، و آن مطلع متضمن مطلع ديگر است كه معماست ، و مصاريع غزل به طريق توشيح متضمن ابو الغازى سلطان محمد است . چون جناب مير اين حكايت استماع نمودند . بسيار استبعاد كرده فرمودند كه : اين را ناشنيده قبول كردن خالى از تعسرى نيست . [ و به ] « 2 » مولانا بنائى اشارت نمودند « 3 » كه : سبحان اللّه ! در اين شهر اين چنين مردم بوده‌اند و ما از ايشان غافل . بعد از آن اسپى با زين و لجام به اين كمينه انعام فرمودند . چون مولانا فتح اللّه اين حكايت را تمام ساخت اهل مجلس را به شنيدن آنها « 4 » شوق‌وذوق غريبى روى داد . بعد از خواندن آنها « 4 » حضار مجلس « 5 » مسوده نمودند . خواجه ميركاء شاهى « 6 » پوستين كيش كه ابرهء آن اطلس ختائى « * » بود و مبلغ يك صد تنگچهء خانى انعام كردند . و آن مذكورات اين است : ديباچهء خمسهء محيره معروض ضمير صافى طبعان تيزفهم روشن‌راى و ناظمان عقد پيوند عقده‌گشاى آنكه در تاريخ سنهء ثلاث عشر و تسعمايه كه در ولايت جنت منقبت فلك مرتبت خراسان حرسها اللّه عن الآفات و الحدثان ، ( 25 a ) مطرح اشعهء لمعات سرادقات بارگاه جلال حضرت خان الاعظم مالك رقاب الامم امام الزمان و خليفة الرحمن محمد شيبانى خان گرديد . در مسجد جامع هرات كه اشرف مواضع شريفه و اعظم بقاع منيعهء هرات است ، بعد از اداى

--> ( 1 ) - سه كلمهء اخير در نسخهء A تكرار شده است . ( 2 ) - كلمات داخل [ ] را ما به قرينهء معنى افزوديم ، ترجمهء ازبكى چنين است : « مولانا بنائى اشارت قيليب ديد يلاركيم » . ( 3 ) - نسخ ديگر : اشارت فرمودند . ( 4 ) - كذا جميع نسخ ( 5 ) - P ، C : مجلس آنها را . ( 6 ) - T : خواجه مير كاشانى . ( * ) س 11 : خطائى