زين الدين محمود واصفى

90

بدايع الوقايع ( فارسى )

جرعه‌اى نوش كرد و به آب نسيان « * » حرف وفاى ياران قديم را از لوح خاطر محو ساخته طريق وفادارى فراموش كرد . شاهد صادق بر اين معنى و دليل مطابق « 1 » بر اين دعوى ، آنكه ، آن‌جناب قبل از تيسر حصول مطالب دولت و اقبال و تحصيل مآرب جاه و جلال ، دوستان صادق الاخلاص نيك‌انديش و ياران قديم الاختصاص وفاكيش را به عهد و پيمان و مواعيد مؤكد به ايمان ، مترجى و مستوثق مىداشتند [ و مىپنداشتند ] كه از قطرات امطار سحاب الطاف و عنايت بىغايت سرسبز و برومند خواهد شد . [ بيت ] : نشاندم گلبن اميد و نخل آرزو در دل * ولى جز خار نوميدى و بار دل نشد حاصل معاذ اللّه غلط گفتم كه اين معنى را جز بر قوت ضعف طالع نامساعد و ضعف قوت بخت ناموافق حمل « 2 » نتوان كرد . [ مصرع ] : كز كريمان نسزد آنچه خلاف كرم است . [ بيت ] آفتابى شده طالع به حقيقت ليكن « 3 » * طالع من نگذارد كه تو بر من تابى آفتاب دولت و اقبال از خسوف و بال « 4 » ايمن باد « 5 » . خواجه شاه محمد خواجه‌زاده‌اى بود در كمال حسن و جمال كه آفتاب عالمتاب استنارهء نور از عارض پرنور او كردى ، و گل و رياحين از رشك عارض رخسار « 6 » او عرق شبنم بر روى ( 23 b ) آوردى ، فرمود كه : فقير طرح

--> ( 1 ) - A : مطابق و موافق . ( 2 ) - A : عمل . ( 3 ) - A : آفتابى شده‌اى و به حقيقت ليكن . ( 4 ) - A : خسوف مآل . ( 5 ) - T : باد ، آمين برب العالمين . ( 6 ) - P ، T : رشك رخسار . ( * ) س 1 : كذا ، ظاهرا درست اين است : جرعه‌اى نوش كرد ، به آب نسيان