زين الدين محمود واصفى
91
بدايع الوقايع ( فارسى )
باغى انداختهام و به نهال ميوه و غيره احتياجى افتاده ، شيخزادهاى است در فراخين عبد العزيز نام ، خالى از فهمى نيست [ و ] از انشا نيز خبرى دارد ؛ از براى وى مكتوبى مىبايد كه از آن نهالها ارسال نمايد . اين مكتوب جهت وى نوشته شد « 1 » : نهال دولت و اقبال و گلبن عزت و اجلال عالىجناب معالى انتساب سلالهء اعاظم مشايخ الكرام نتيجهء اكارم كبراء العظام وارث موارث « * » الصديقين واحد مواحد « 2 » العز و التمكين المخصوص بعواطف الملك العزيز ، شيخ عبد العزيز ، لا زال كاسمه عزيزا « 3 » ، در چمن عزت و سعادت [ و ] در گلشن رفعت « 4 » و كرامت به زلال افضال [ و ] به رشحات سحاب عنايت ايزد متعال همواره تازه و خرم باد ، و حديقهء بخت دشمن « 5 » جاهش مقرون به خس و خار نكبت ، هميشه پژمرده و دژم ، بعد هذا ، انهاى راى منير آنكه اين مخلص دعاگوى طرح باغى انداخته و مدت مديد است كه به واسطهء كثرت مشاغل به تعمير آن نپرداخته « 6 » . در اين اوقات ، به اشارت و دلالت بعضى احبا ، خاطر به تربيت آن متوجه شده « 7 » . شنيده شد كه در آنجانب از نهال ميوه [ دار ] و غيره بسيار پيدا مىشود . مطموع و مأمول از مكارم اخلاق آنكه آنچه به تفصيل مذكور مىگردد « 8 » ، آن مقدار كه ميسر شود ، به دست حامل رقعهء نياز ارسال نمايند « 9 » : يكى نهال كه مثل قامت دلجوى بتان سيمينتن بر اطراف قد چمن
--> ( 1 ) - P : + هو الانشا ؛ T : مكتوب . ( 2 ) - C : واحد مواجد ، T : واجد مواجد . ( 3 ) - A ، T : غريز . ( 4 ) - P : گلشن حشمت T : + حميت . ( 5 ) - افتادگىهاى نسخهء B تا اينجاست ، ورق a 33 ( 6 ) - آن B : پرداخته . ( 7 ) - A : شد . ( 8 ) - B : به تفصيل مىگذرد . ( 9 ) - A : ارسال دارند ؛ T : + : لطف و كرم لاريدين برومند ليك يوز لانور بمنه و كرمه ( * ) س 6 : شايد مواريث