زين الدين محمود واصفى

86

بدايع الوقايع ( فارسى )

به محل است ] . اين رقعه جهت وى نوشته شد « 1 » : بعد از عرض عبوديت ، معروض مىدارد كه اگرچه آدم صفى به يافتن « 2 » گندم از جنت اعلى وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى « 3 » گرفتار شد ، بر بنده از نايافتن گندم عرصهء بهشت آئين دنيا زندان دوزخ گشته . [ رباعى ] : گرچه آدم ز خوردن گندم * جنت عدن را ز دست بهشت من ز بىگندمى چنان شده‌ام * كه دمى مانده تا رسم به بهشت گاهى كه اين فقير را آرزوى گرنج « 4 » مزعفر « 5 » مىشود دانه‌هاى سيم سرشك بر رخسار زعفرانى مىريزد ؛ و چون شوق ماش و برنجش به رنج مىدارد ، پنجهء حسرت در محاسن سياه و سفيد مىزند [ و ] در پيش مهمان جز شرمندگى و انفعال نمىكشد و بر خوان تنهائى جز طعمهء غصه و ملال ( 22 . b ) نمىچشد . [ بيت ] : ذكر فلك به خير كه از خوان او مرا * شمسى مهر چاشت بود قرص ماه شام [ بيت ] آستانت جنت و من آدم گندم طلب « 6 » * روزى آدم ز جنت شايد ار گندم دهى « * » عوارض عذاب از جناب جنت‌مآب بعيد باد . مولانا سعد اللّه ساغرجى فرمودند كه : مرا مصاحبى است در تاشكند و كاتب است ، از براى وى مكتوبى مىبايد . جهت وى نوشته شد « 7 » :

--> ( 1 ) - P : هو الانشاء T : + رقعه . ( 2 ) - C ، B 2 : بنا يافتن . T : ورق b 59 : ؟ ؟ ؟ تاپماقى بيله . ( 3 ) - قرآن سورهء 20 آيهء 119 ( 4 ) - C ، B 2 ، T : برنج . ( 5 ) - A : بزعفر . ( 6 ) - P : گندم صفت . ( 7 ) - P : مىبايد نوشت ، هو الانشا . ( * ) س 16 : روزئى آدم ز جنت شايد از گندم دهى .