زين الدين محمود واصفى

84

بدايع الوقايع ( فارسى )

مجموع مشعر است به كميت عدد مطلوب . مولانا ميركاء « 1 » بخارى به مولانا قزيلى مكتوب فرمودند [ كه : مدتى است كه مىخواهم كه به مولانا قزيلى مكتوبى نويسم به بخارا و آن ميسر نشده ، اگر آن ميسر شود مناسب مىنمايد . اين مكتوب جهت او نوشته شد « 2 » ] : قصيدهء ثنائى كه مطلع غرايش موشح به حروف بدايع وفا و محبت باشد و قطعهء دعائى كه مقطع دل‌آرايش مزين به صنوف صنايع صدق و مودت باشد ، به جايزهء قبول و صلهء « 3 » مطالعهء جناب مبدع البدايع مخترع الروايع نظام عقود جواهر الابيات صراف نقود زواهر الكلمات ، المختص بقوة الملكات « * » و المشاعر ، الممتاز بالحدس الكامل و فهم الوافر بلبل باغ معانى آنكه در لطف بيان « 4 » * طوطيان شكرستان سخن را كرده لال اعنى جناب فضايل‌مآب مولانا قزيلى « 5 » ادام اللّه نفايس اشعاره البديعه و زاد بين البلغاء نتايج افكاره النجيعه مشحون و مقرون باد . بعد هذا ، انهاى « 6 » ضمير منير آنكه تا اين محنت‌زدهء پريشان‌حال ، به واسطهء بخت سريع الانتقال و اقبال قريب الارتحال ، از سلك دوستانى كه مانند اجزاى عقد نظم ( 22 a ) به‌هم مشاكل و متقارب بودند ، به تقطيع افاعيل فراق جدا گشته و از هزج دلگشا و رمل غمزدا كه مثمر حظ وافر « 7 » و فيض كامل است محروم مانده ، هردم غم جديد و الم مديد روى مىنمايد . غرض از تأسيس اين مبانى آنكه « 8 » پيروى اهل وفا نموده ، اين دخيل نايرهء محنت را كه از

--> ( 1 ) - T ، T 2 ، C ، B : 369 ، 132 ميركاو . ( 2 ) - در A : بجاى كلمات داخل كروشه اين جمله قرار دارد : آن مكتوب اين است . ( 3 ) - T : وصيلهء . ( 4 ) - A : لطف و بيان . ( 5 ) - A : مولانا فلانى . ( 6 ) - A : آنها . ( 7 ) - A : حظ اوفر . ( 8 ) - A : آنكه دمى . ( * ) س 9 : المكلمات