پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
85
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
دنبال آريستيديس فرستاد . او چون بيامد آنجا را براى جنگ بهترين نقطه يافت . زيرا جايى بود كه براى پياده بسيار آسان ولى براى سواره بسى سخت و دشوار بود و از هر باره براى يونانيان شايسته مىنمود . از آنجا كه همه دستور وحى جاى خود را گيرد آريمنستوس چنين پيشنهاد نمود كه سر حدى را كه تا آن هنگام در ميان خاك آتن و خاك پلاتاى داشتند تغيير بدهند و اين بخش زمين را به آتنيان واگزارند تا خاك آنان شمرده شود و جنگ در آنجا كرده شود . مردم پلاتاى اين پيشنهاد او را به دلخواه پذيرفتند و اين غيرت و گذشت آنان چندان شهرت يافت كه چندين سال پس از آن هنگامى كه الكساندر خداوند همگى آسيا گرديد ديوارهاى پلاتاى را دوباره برآورده در ميان بازيهاى اولمپياد دستور داد جار كشيدند كه پادشاه مهر و نوازش از مردم پلاتاى دريغ نمىسازد و اين به پاداش پاك سرشتى و بزرگوارى است كه آنان در زمان جنگهاى مادى نموده به دلخواه زمينهاى خويش به آتنيان بخشيدند و همدست آنان مردانه جنگ كردند . مردم تيگيات « 1 » بر سر جايگاه خود در صف سپاه با آتنيان كشاكش آغاز نمودند زيرا بدانسان كه رسم بود اسپارتيان بايستى دست راست لشكر را بگيرند . تيگياتيان هم خواستار بودند كه دست چپ به آنان سپرده شود و در اين باره دستاويزهايى از شهرت و نيكنامى پدران خود داشتند . آتنيان از اين كار ايشان برآشفتند ولى آريستيديس پا به جلو گزارده و لب به گفتار باز نموده چنين گفت : اى اسپارتيان و اى يونانيان ديگر ! همه بدانيد كه جاى نه بر دليرى جنگجويان مىافزايد و نه از آن مىكاهد شما هر جايى را براى ما مىسپاريد ما كوشش خواهيم كرد كه نگزاريم سرفرازيهاى پيشين ما لكهدار گردد . زيرا ما به اينجا نه براى نبرد با همخاكان خود بلكه از بهر دشمنان آن خاك آمدهايم ما هيچگاه نمىخواهيم نيكيهاى گذشتگان خود را به ياد ديگران بياوريم بلكه مىخواهيم در سايه دليرى و جانسپارى نيكيهاى خود را به همگى نشان بدهيم . نتيجه اين گفتار او بود كه شوراى جنگى نيز هواى آتنيان را داشته دست چپ سپاه را به آنان شمرد .
--> ( 1 ) . Tegeatae