پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

76

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ليكن از همين راه ارج و بهاى ديگرى پيش دسته‌هاى آبرومند و نيكوكار پيدا نمود . هنگامى كه داريوش داتيس « 1 » را فرستاد كه به كيفر آتشى كه آتنيان به سارديس « 2 » زده بودند گوش آنان را بمالد و خود مىخواست بدين دستاويز دست به يونان پيدا كند و يونانيان را زير دست خود گرداند و داتيس به يونان آمده در ماراتون لشكرگاه زد و به ويران كردن كشور پرداخت . آتنيان ده تن سردار برگزيدند كه به جنگ او بفرستند . از اين ده تن مشهورتر از همه ملتياديس بوده . پس از آن آريستيديس شهرت داشت و نيروى او نيز در مرتبه دوم از ملتياديس بود . هر يكى از اين ده تن در روز نوبت خود سردار همگى لشكر بود و همه اختيار را داشت ولى آريستيديس چون نوبت سردارى به او رسيد به دلخواه و آرزو اختيار را به ملتياديس واگزارده بدينسان به آن ديگران هم فهمانيد كه كهترى از خود نمودن در برابر مردان كاردان و بزرگ نه تنها از ارج يك كسى نمىكاهد بلكه خود خردمندى و پاكدلى او را مىرساند . با اين رفتار خود همچشمى را از ميان آنان برداشته و همه را قانع گردانيد كه اختيار سپاه را يك‌جا به دست ملتياديس بسپارند و او را به هر كارى دست و بال گشاده گردانند . زيرا از آن پس نوبت سردارى به هر يكى كه مىرسيد فرمانهاى ملتياديس را به كار مىبست . در گرماگرم جنگ چون سپاه ايران بيش از همه در برابر تيره‌هاى لئونتيس « 3 » و آنتيوخيس ايستادگى مىنمودند ، از اين جهت ثميستوكليس و آريستيديس دست به هم داده سخت تلاش نمودند . زيرا يكى از ايشان از تيره لئونتيس و ديگرى از تيره آنتيوخيس بودند . سپس كه ايرانيان را شكست دادند و به كشتيها پس راندند چون چنين دريافتند كه آنان به سوى جزيره‌ها رهسپار نشده‌اند بلكه در نتيجه جلوگيرى سپاهيان يونانى در دريا و مخالفت باد ناگزير شده به سوى آتيكا روانه گرديده‌اند و ترسيدند كه مبادا به شهر آتن كه تهى از جنگجو و بىنگاهدار است حمله ببرند ، از جهت نه تيره بدان سوى شتافتند و همان روز به شهر رسيدند . ولى آريستيديس را با تيره‌ى خود در ماراتون گزاردند كه مالهاى تاراجى و دستگيران را پاسبانى كند و او به اين كار برخاسته و با آنكه نقره و زر و رختهاى گرانبها كه به

--> ( 1 ) . Datis ( 2 ) . Sardis پايتخت لودياى باستانى كه اين زمان پايتخت آسياى كوچك بود و شهر پان ( ساتراپ ) ايرانى كه براى آسياى كوچك فرستاده مىشد در آنجا مىنشست . ( 3 ) . Leontis