پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
500
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
چند روز پس از آن خود قيصر به ديدن او رفت كه دلدارى بدهد . كلئوپترا اين هنگام بر تختخواب كوچكى خوابيده و رخت بر تن خود نداشت و چون قيصر درآمد و او از تختخواب برخاست جز يك پيراهن رخت ديگرى نداشت و بدان حال خود را به پاهاى قيصر انداخت . موهاى او پريشان و چهرهاش پژمرده بود و چشمهايش به گودى افتاده صدايش مىلرزيد . آن مشتهايى كه بر سينه خود كوفته هنوز جاى آنها پيدا بود و روى هم رفته تن او همچون جانش دردمند و رنجور ديده مىشد . با اينهمه هنوز ناز و عشوه در رفتار او و زيبايى رخسارش پاك از ميان نرفته و با آن رنجورى و دردمندى زيبائيش نمايان و ناز و عشوهاش هويدا بود . قيصر چون مىخواست او آسوده باشد پهلويش بنشست و او فرصت بدست آورد گفتگو در زمينه بىگناهى خود مىكرد ، بدينسان كه هر آنچه كرده از راه ناچارى و از ترس انتونيوس بوده و چون قيصر بر گفتههاى او ايراد مىگرفت و او ديد كه گناهكاريش آشكار مىگردد ناگهان زبان لابه و نياز باز كرد كه تو گويى مقصودى جز از زنده نگاهداشتن خود ندارد . پس از اين گفتگوها كلئوپترا فهرستى از گنجينههاى خود درآورده به دست قيصر داد . سليوكوس « 1 » كه يكى از حكمرانان شهرهاى او و اين هنگام در پهلوى وى ايستاده بود گفت پاره چيزها در آن فهرست ياد نشده و او را متهم ساخت كه آن چيزها را پنهان داشته . كلئوپترا از جاى خود جسته و از موهاى او گرفته چندين سيلى بر روى او زد . قيصر لبخندى زده و برخاسته او را پس كشيد كلئوپترا مىگفت : « قيصر آيا ننگ نيست كه در حالى كه شما سرفرازم كرده با اين حالى كه دارم به ديدنم آمدهاى يكى از نوكران در خانهام مرا متهم مىسازد از اين جهت كه چند تكه آرايش ابزار زنانه را نگاه داشتهام ؟ ! من اين كار را كردهام نه براى آنكه اين تن بخت برگشته خود را بيارايم بلكه براى آنكه به اوكتاويا و ليوياى « 2 » شما هديه سازم . بلكه در سايه ميانجيگرى آنان دل شما با من مهربان باشد » قيصر از اين گونه سخن گفتن او خرسند گرديد زيرا چنين دانست كه در آرزوى زيستن است و با او گفت : آنچه را كه نگاه داشتهاى هرچه مىخواهى بكن . رفتار من درباره تو بهتر از آن خواهد بود كه خودت اميد مىدارى
--> ( 1 ) . selucus گويا اين آن سيلوكوس كه در پيش نامش برده گفت شهر پيلوسيوم را به دست قيصر داد نباشد . ( 2 ) . livia لويا زن قيصر واكتاويا هم خواهر اوست كه زن انتونيوس بوده و بارها نامش را بردهايم .