پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

476

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

روانه آتن گرديد كه در آنجا تماشاى بازيها و ورزشهاى ديگرى را بكند . كلئوپترا هميشه رشك آن داشت كه اوكتاويا در آتن احترام بزرگى از مردم ديده ( آتنيان اوكتاويا را بسيار دوست مىداشتند ) و اين بود كه درباره خود نيز چشم احترام بسيارى را داشت . از اين جهت آتنيان به احترام برخاسته و دسته‌اى را به نمايندگى از خود نزد وى فرستادند و چون آنتونيوس زاده شده آنجا بود خود او نيز با همان نمايندگان بود و نزد كلئوپترا او از زبان مردم شهر سخن گفت : در همانجا آنتونيوس دستور به روم فرستاد كه اوكتاويا را از خانه او بيرون كنند . چنان‌كه گفته‌اند : اوكتاويا چون از آن خانه بيرون رفت از اينكه او باعث چنان جنگ بزرگى شده نالان و گريان همى بود و همه بچه‌هاى آنتونيوس نيز همراه وى بيرون رفتند . مگر پسر بزرگ فلويا « 1 » كه اين زمان نزد پدر خود بود . روميان دلشان به آنتونيوس بيشتر مىسوخت تا به اوكتاويا به ويژه آنان كه كلئوپترا را ديده بودند و چنين مىگفتند كه هيچ‌گونه برترى بر اوكتاويا ندارد نه از جوانى و نه از زيبايى . چابكى آنتونيوس در كارهاى خود و آن ساز و برگ انبوه و سپاه بيشمارى كه آماده مىنمود قيصر را تكان داد و او بيمناك شد مبادا جنگ در همان تابستان روى دهد . با آنكه او هنوز به آراستگى و ساز و برگ بسيارى نياز داشت و از آن سوى روميان از پرداخت باج خوددارى مىنمودند . زيرا بايستى مردم آزاد يك چهار يك از درآمد خود و بندگان آزاد شده يك هشتم از دارايى خود را به نام باج بپردازند و اين كار بر مردم بسيار گران مىآمد و ايستادگى در برابر آن مىنمودند و در همه جا به دشمنى قيصر برخاسته بودند كه سراسر ايتاليا شوريده بود . اين را يكى از بزرگ‌ترين سهوهاى آنتونيوس شمرده‌اند كه در چنين هنگامى جنگ را دنبال نكرد و بدينسان مجال به قيصر داد كه كارهاى خود را به سامان آورده آماده جنگ شود . آن زمان كه مردم بايستى پول بپردازند سخت برآشفته بودند . ولى چون پول را پرداختند به آرامى گراييدند . تيتيوس « 2 » و پلانكوس « 3 » كه دو تن مردى از بزرگان روم و دوست آنتونيوس بودند چون همراهى كلئوپترا را در جنگ شايسته نمىتوانستند و در اين باره ايستادگى

--> ( 1 ) . Fulvia زن نخستين آنتونيوس ( 2 ) . Titius ( 3 ) . Plancus