پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

470

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

اين خود از كارهايى بود كه به روميان سخت برخورد ، زيرا ديدند كه همه سرفرازيهاى كشور ايشان از براى كلئوپترا ارزانى مصر داشته مىشود . ولى اين داستان در زمان ديگرى روى داده نه در اين زمان . بارى آنتونيوس با سپاه در سرماى سخت زمستان با شتاب بسيار راه مىپيمود و با طوفانهاى سخت برف دچار بود و از اين رهگذر هم هشت هزار تن از سپاه خود را از دست داده تنها با دسته اندكى به جايى كه ديه سفيد مىناميدند و جايى در كنار دريا ميانه سيدون « 1 » و بيروتوس « 2 » بود رسيد و در اينجا درنگ كرده براى رسيدن كلئوپترا منتظر نشست و چون او دير كرد از ناشكيبى روزها را با مىخوارگى به سر مىداد و چه بسا كه بيتابى بىاندازه نموده هنگام ناهار يا شام چند بار از سر ميز برخاسته و بيرون مىآمد تا ببيند آيا او رسيده يا نه . سرانجام كلئوپترا به بندر رسيد و با خويشتن رخت و پول براى سپاهيان آورده بود . برخى گفته‌اند كه تنها رخت را او آورده بود و پول از خود انتونيوس بود كه به نام وى خرج مىكرد . زمانى پس از پيش‌آمدها ميانه پادشاه ماد با فراهات پادشاه اشكانى كشاكش و رنجيدگى پديد آمد و چنان‌كه گفته‌اند اين در نتيجه بخش كردن مالهاى تاراجى بود كه از روميان گرفته بودند . شاه ماد سخت مىترسيد كه مبادا پادشاهى خود را از دست دهد و اين بود كه فرستادگانى نزد انتونيوس فرستاد كه با او پيمانى براى جنگ و دشمنى با شاه اشكانيان ببندد . از اين پيش‌آمد آنتونيوس اميدهايى در دل خود پرورد ، بدينسان كه آنچه را كه در آن لشكركشى بر سر اشكانيان نيازمند بود و نداشت اين زمان خواهد داشت و آن سوارگان و تيراندازان است « 3 » و اين بود كه بار ديگر به بسيج لشكركشى پرداخت كه به ارمنستان بيايد و در آنجا در كنار آراكس با مادان يكى شده و دوباره با اشكانيان جنگ آغاز كند . ولى از آن سوى اوكتاويا در روم خواستار ديدار آنتونيوس گرديده از قيصر اجازه سفر خواست و چنان‌كه بسيارى از

--> ( 1 ) . Sidon مقصود شهرى است كه اكنون « صيدا » خوانده مىشود . ( 2 ) . Berutus شهر بيروت ( 3 ) . مقصود اين است كه در جنگ پيشين علت شكست او اين بود كه تيراندازان و چابكسوارانى هم‌چون تيراندازان و سوارگان اشكانى نداشت ، ولى اين زمان خواهد داشت . زيرا مادان در آن كارها كمتر از اشكانيان نبوده‌اند .