پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

466

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

همه سپاه اشكانى در آنجا گرد آمده چشم به راه شما دارند . زيرا اين دشت به آن كوه‌ها خواهد رسيد و اشكانيان اميدوارند كه شما فريب نويدهاى ايشان را خورده راه دشت را پيش خواهيد گرفت . اين راست است كه شما در كوهستان آب نيافته و از ناهموارى راه سخت فرسوده خواهيد گرديد . ليكن بدانيد كه اگر راه دشت را پيش گيريد بىشك سرگذشت كراسوس خواهد بود . اين را گفته بىدرنگ بازگشت آنتونيوس از سخن او به ترس افتاده دوستان خود را بخواند تا رأيى بزنند و آن مرد ماردى را هم پيش خود بخواند . ماردى به همان انديشه بود كه مثرادات و چنين گفت كه در دشت چه دشمن در جلو باشد و چه نباشد چون راه‌ها درست پيدا نيست به آسانى مىتوان راه را گم كرد و اين خود علت مهم ديگرى است كه بايد از آن راه روى برتافت . اما كوه اگرچه ناهموار است و آب در آنجا يافت نمىشود . ولى شما يك روز بيشتر در آن راه نخواهيد بود . از اين سخنان انتونيوس انديشه خود را تغيير داده راه كوه را پيش گرفت و به سپاهيان دستور داد كه هر كسى آب يك روزه راه خود را همراه بردارد . و چون بسيارى از ايشان ظرف همراه نداشتند خودهاى خود را پر آب مىساختند . از آن سوى خبر به اشكانيان رسيده بر خلاف رسم خود همان شبانه از دنبال روميان افتادند و هنگام بالا آمدن آفتاب بود كه بر دنباله سپاه حمله آوردند . اين سپاهيان كه در يك شب پنج ميل راه آمده و سخت فرسوده شده و از بىخوابى سخت درمانده بودند بااين‌حال ناگهان دشمن را در پشت سر خود دريافتند و اين بود كه به يك باره دلهاى خود را باختند . ويژه از اين جهت كه سامان خود را به هم زده و آماده جنگ نبودند و چون ناگزير به جنگ ايستادند ، از تلاشى كه به كار مىبردند تشنگى بيشتر مىگرديد و بيشتر آزار مىكشيدند . دسته‌هاى پيشين سپاه به رودى رسيدند كه آب سرد و صافى داشت . ولى آب معدنى و تلخى بود كه چون سپاهيان از آن خوردند بىدرنگ روده‌ها را به درد آورده تشنگى را بيشتر گردانيد . راهنماى ماردى پيش از آن اين رود تلخ را خبر داده بود ولى سپاهيان خوددارى نكردند و كسانى را كه جلوگيرى از ايشان مىنمودند پس زده خود را به آب مىرسانيدند .