پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

44

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

آريوپاگوس « 1 » برپا گرديد به هر مرد كه به كار جنگ برمىخاست دوازده درهم پول قرار داد و اين كار باعث شد كه كسان بسيارى در كشتيها گرد آمدند . ليكن كليديموس « 2 » اين كار را نيز به نام ثميستوكليس مىنگارد . در ميان آنكه آتنيان به سوى بندر پرائيوس « 3 » راه برداشته بودند ناگهان سپروسرميدوسا « 4 » گم شد و او به بهانه اينكه آنها را جستجو مىكنم همه خانه‌ها را گرديد و از آنها مبالغ گزافى پول كه مردم پنهان كرده بودند به دست آورد و در راه اين كار خرج نمود كه بدانسان جنگجويان بسيج شايسته براى سفر خود ديدند . اين زمان كه همه مردم از آتن بيرون مىرفتند اين خود تماشايى بود هم شگفت هم دلگداز . زيرا مردان پدران و مادران و فرزندان خود را با ناله و اشك دور مىفرستادند و هرگز پرواى آن ناله و اشك آنان را نداشته راه خود را به سوى جزيره پيش مىگرفتند . دلگدازتر از همه حال آن پيران بسيار سالخورده بود كه ناگزير گرديده در شهر رها كرده بودند . نيز جانوران خانگى كه تنها و بىخداوند مانده به آوازهاى دلخراش خود از اين سو به آن سو مىدويدند در خور دلسوزى بود . چنين گفته‌اند كه كساشيپوس « 5 » پدر پريكلس « 6 » سگى داشت كه تاب جدايى نياورد و از دنبال خداوند خود به دريا جسته از پهلوى كشتيها شناكنان راه مىپيمود تا چون به جزيره سالامين رسيد از آنجا كه نيروى خود را پاك باخته بود بيفتاد و بمرد . چنان كه هنوز هم جايى را در آن جزيره به نام « گورسگ » مىخوانند و چنين مىپندارند كه گور همان سگ مىباشد . در اين هنگام سختى يكى از بهترين كارهاى ثميستوكليس آن بود كه آريستيديس را به

--> ( 1 ) . Areopagus ( 2 ) . Clidemus ( 3 ) . بندر آتن است كه خود ثميستوكليس آنجا را استوار و آباد كرده است . ( 4 ) . Medusa نامى است در افسانه‌هاى يونان كه مىگويند يكى از خدايان مادينه بوده و اين اثر در چشم داشته كه به هر كه نگاه مىكرده او را سنگ مىگردانيده از اين جهت « پرسى » كه يكى از خدايان بود سر او را بريده و هميشه در لشكركشيهاى خود همراه مىبرد . ( 5 ) . Xanthippus ( 6 ) . Pericles يكى از بزرگان يونان است كه زمانى اختيار همه كارها به دست او بوده است .