پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
45
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
خانه باز گردانيد . زيرا چنان كه گفتيم پيش از اين دستهاى كه ثميستوكليس پيشواى آنان بود به آيين « استراكيسم » او را از شهر بيرون راندند . ولى اين هنگام چون ثميستوكليس مىديد مردم از نبودن او افسوس مىخورند . و از آن سوى مىترسيد كه مبادا او به سوى ايرانيان رفته و فرصت را براى كينهجويى غنيمت به شمارد . از اين جهت قانونى پيشنهاد كرد بدين مضمون كه هر آنكه براى چند هنگامى از شهر دور رانده شده اين زمان بازگردد تا بتواند با انديشه يا دست خود ياورى به همشهريان خود كند و در اين پيشآمد گرفتارى يونانيان از همدستى با او بىبهره نباشند . ايوروبياديس به عنوان اينكه اسپارتا بزرگتر از آتن مىباشد فرمانده دريايى همه كشتيها برگزيده شده ولى او مرد كم دلى بود و از پيشآمدهاى ترسناك خود را باخته عزم آن را داشت كه لشكر برداشته به تنگه ( زبانه ) گورينش « 1 » بشتابد چرا كه زور و سپاه خشكى در آن نزديكى بود . ولى ثميستوكليس در اين باره با او همداستان نبود و ايستادگى مىنمود . و در اين هنگام است كه يك رشته سخنان مشهورى از او سر زده . ايوروبياديس از بس كه خشمناك بود زبان به نكوهش باز كرده گفت : در بازيهاى المپياد آن دسته كه از ديگران جلو مىافتند شلاق بر سر و روى آنان فرود مىآيد . ثميستوكليس پاسخ داده گفت : ولى آنان كه به دنبال مىمانند هيچگاه تاج فيروزى بر سر ايشان گذارده نمىشود . سپس ايوروبياديس عصاى خود را بلند كرده خواست بر سر او بزند . ثميستوكليس گفت : اگر مىخواهى بزن ولى گوش به سخنم فرادار از اين رفتار او ايوروبياديس سخت شرمسار گرديده گوش به سخنانش داد . و چون يكى از همراهان او لب به سخن باز كرده به ثميستوكليس گفت : اين نشدنى است كسانى كه خانه ندارند تا از دست بدهند همدست كسانى باشند كه در راه نگهدارى خانه و شهر خود جانسپارى مىنمايند . ثميستوكليس پاسخ داده گفت : اى فرومايه ! ما اگر ديوارها و خانههاى خود را رها كردهايم براى آنست كه نخواستهايم از بهر چيزهاى بىجان و بىارج خود را به بندگى بياندازيم . كنون هم شهر ما بزرگتر از
--> ( 1 ) . Corinthcs بخشى از خاك پلوپولنيوس كه تنگه يا زبانه آبى نيز به نام آن ناميده مىشود .