پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
43
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
كه پس از رها كردن پرستشگاههاى خدايان و گورهاى پدرانشان به دست دشمن بهرهء آنان شايد مىشد فيروزى آبرومندى نمىشماردند . ثميستوكليس دچار سختى شده مىديد كه نمىتواند با وسيلههاى عادى خود مردم را قانع گرداند و اين بود كه دست به دامن جادو نيز زده و هر وسيله ناعادى را در اين راه به كار مىبرد . در اين ميان مار پرستشگاه منيروا « 1 » كه در درون آنجا نگاهداشته مىشد ناگهان ناپديد گرديد . كاهن چنين خبر داد كه خوردنيهايى كه براى او گذارده بود همچنان دست نزده بازمانده . نيز به دستور ثميستوكليس شهرت داد كه آن خداى مادينه از شهر گريخته و پناه به دريا برده . نيز به دستيارى كاهن از جانب خدا فرمان رسيد كه مردم دل به ديوارهاى چوبى بربندند و در گزارش اين وحى چنين گفته مىشد كه ديوارهاى چوبى جز كشتيها نمىتواند بود . در اين وحى جزيره سالامين را بدبخت يا پست نستوده بلكه « جزيره خدايى » نام داده بودند و اينكه آن جزيره روزى جايگاه فيروزبختى همه يونانيان خواهد بود . كوتاه سخن : از اين تلاشهاى ثميستوكليس اين نتيجه به دست آمد كه قانونى گذارده شد درباره اينكه شهر را به نگاهدارى منيروا « بانوى آتن » بسپارند و هر كسى كه سال او در خور جنگ كردن است ابزار جنگ بردارد و هر كسى زنان و فرزندان و پدران و مادران خود را به ترويزين « 2 » بفرستد و چون اين كار آخرى كرده شد مردم ترويزين آنان را به گرمى پذيرفتند و قانونى بدينسان گزاردند كه خرج آنان را از گنجينه توده بپردازند و روزانه به هر كسى دو ابولوس « 3 » داده به بچگان اجازه دهند كه براى ميوه چيدن به هر كجا كه مىخواهند بروند نيز آموزگارانى با مزد براى درس آموختن بچگان قرار دادند و اين رأى بود كه نكاگوراس « 4 » پيشنهاد كرده بود . اين هنگام در آتن گنجينه از آن توده نبود . ولى بدانسان كه ارسطو نقل مىكند انجمن كه در
--> ( 1 ) . Minerva يكى از خدايان مادينه يونان كه آن دختر زيوس مىپنداشتند و خداى خرد و هنر مىناميدند . ( 2 ) . Troezen ( 3 ) . Troezen نام پولى است . ( 4 ) . Nicagoras