پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

391

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

و چون هواداران پومپيوس نيك مىدانستند كه كاتو مرد يك دنده مىباشد و در سايه همان يكدندگى و پافشارى اختيار همه سناتوس را به دست گرفته و اين زمان مىترسيدند كه مبادا سرشناسان و پيشروان را در اينجا نيز به سوى خود بكشد و آنان را با خويشتن همداستان گرداند اين بود قرار دادند كه به يكبارگى با دومتيوس مخالفت كرده و او را از درآمدن به فوروم مانع شوند . به اين قصد يك دسته را با ابزار جنگ فرستادند و آنان مشعل‌دار دومتيوس را كه مشعل در جلو او براى رفتن به فوروم مىكشيد بكشتند و همه ديگران را پراكنده گردانيدند . گذشته از اينها به خود كاتو كه دفاع از دومتيوس مىكرد زخمى بر بازوى راست زدند . بدينسان كونسولگرى يافته ، و در پيشرفتهاى ديگر خود نيز پرواى كسى يا چيزى را نمىكردند . از جمله هنگامى كه مردم مىخواستند كاتو را به پرايتورى برگزينند و گرد آمده بودند كه رأى بدهند پومپيوس به دستاويز بد فال زدن آن انجمن را به هم زد و سپس دسته‌ها را با پول فريفته واتينيوس « 1 » را براى پرايتور برگزيدند . پس از اين كار دنباله آن قراردادى كه با قيصر داشتند به دستيارى تريبونيوس « 2 » از تريبونان مردم ، قانونى را تهيه كردند درباره اينكه قيصر در سمت خود تا پنج سال ديگر هم‌چنان بازماند . براى كراسوس هم سوريا و جنگ با پارتيان ( اشكانيان ) را سپردند و به خود پومپيوس افريقا و اسپانيا را دادند . نيز چهار لگيون سپاهى را به او سپردند كه دو ليگون از آنها را به قيصر واگذاشت تا در جنگهاى او در كاراول همراه باشند . كراسوس چون دوره قونسولگرى را به پايان رسانيد بيدرنگ به سوى شرق و سرزمين خود رفت ، ولى پومپيوس براى باز كردن تياتر خويش ديرزمانى در روم ماند و چون تياتر باز شد در آنجا مردم همه‌گونه بازيها و ورزشها و هنرها را تماشا كردند و هرگونه موسيقى را گوش دادند . نيز در آنجا شكار درندگان مىشد و با آنها كشتى گرفته مىشد كه در اين ميان پانصد شير كشته گرديد . آنچه بيش از همه مايه شگفتى بود و ترس بر دلها مىانداخت جنگ فيلان بود .

--> ( 1 ) . Vatinius ( 2 ) . Trebonius